منابع پشت اناجیل.
N.B. این صفحه هنوز یک ندارد “ساده انگلیسی” نسخه.
ترجمه خودکار بر روی متن اصلی انگلیسی بر اساس. آنها ممکن است شامل خطاهای قابل توجهی.
The “خطر خطا” امتیاز از ترجمه است: ????
مقدمه
همانطور که قبلا ذکر شد, هیچ نظریه ساده ای مبتنی بر کپی کردن یک انجیل از انجیل دیگر وجود ندارد که به اندازه کافی شباهت ها و تفاوت های قابل مشاهده را توضیح دهد.. اکنون به بررسی این احتمال می پردازیم که هر سه انجیل از منبع یا منابع قدیمی تری استفاده کرده اند. به عنوان یک کنار, این شامل بحثی در مورد نظریه سند گمشده به نام «Q» خواهد بود’ و فرضی "انجیل سخنان". هدف از این کار تلاش برای حل همه این سوالات نیست: اما برای نشان دادن آنچه که ممکن است به طور منطقی از شواهد موجود در مورد صحت متون انجیل نتیجه گیری شود..
آیا منابع دیگری غیر از اناجیل وجود داشت؟?
مقدمه لوقا بر انجیل او, قبلا ذکر شد, به وضوح نشان می دهد که حتی در زمان نوشتن (63-70 الحاق) 'بسیاری’ حساب های مختلف وجود داشت. این به وضوح بیش از انجیل مرقس را نشان می دهد, متی یا جان. اما در حالی که اناجیل دیگری وجود دارد که به وضوح منشأ متأخر دارند (برخی از آنها با این حال در میان طرفداران «حاشیه» بسیار محبوب هستند’ باورها), هیچ نسخهای از تلاشهای قبلی وجود ندارد.
با این حال, در حالی که هیچ سند قبلی باقی نمانده است, تلاش های زیادی برای استنباط محتوای آنها انجام شده است, اساساً بر اساس مقایسه آیات مشابه در اناجیل همدیگر است.
س’ و انجیل سخنان
شناختهشدهترین آنها فرضیهای است با فرض اینکه آیات مشترک متی و لوقا است, اما نه مارک, سرچشمه از a منبع گم شده معروف به Q’. این به چنان محبوبیتی دست یافته است که بسیاری به گونه ای صحبت می کنند که گویی این سند واقعاً وجود دارد; این کار را نمی کند. به اصطلاح کپی های 'Q’ بازسازی های اخیر متن فرضی آن است. این بسیار مهم است که در نظر داشته باشید; زیرا بسیاری از منتقدان امروزی به «Q’ گویا اثبات می کند که چگونه آنها ادعا می کنند که اناجیل از منابع قبلی اقتباس شده است. اما از زمانی که 'Q’ با استفاده از مفروضات مشابه به دست آمد, چیزی فراتر از احتمال وجود یک سند مشابه را ثابت نمی کند, یا اسناد, توانست وجود داشته و به عنوان منبع استفاده شده است.
با این حال, بسیاری از این تئوری ها بسیار فراتر از آن چیزی است که ممکن است به طور منطقی در قلمرو حدس محض به نتیجه برسد. شناخته شده ترین آنها به اصطلاح است «انجیل سخنان’. این یک "اصل" ادعا شده است’ انجیلی که با فرآیند برون یابی از «س» به دست آمده است’ متن, بر اساس فرضیات اثبات نشده و به طور گسترده مورد مناقشه در مورد نوع کارهایی که عیسی انجام می داد یا نمی کرد. (به عنوان مثال. ادعا می شود که عیسی هیچ معجزه ای انجام نداده است, یا در مورد رستاخیز مردگان آموزش دهید, بنابراین چنین عباراتی نمی توانند اصلی باشند, و غیره..)
انجیل توماس
سند دیگری که مورد توجه علما است, با این حال, انجیل توماس است, که ادعا می کند حاوی سخنان مخفی عیسی است. اگرچه نسبت به اناجیل همدیگر قدمتی متأخر دارد, و آشکارا تقلب شده است, شواهدی دال بر دسترسی به منبعی مشابه متون فرضی پیش از سینوپتیک را نشان می دهد. این امر آن را به طور بالقوه برای تحلیلگران متن مفید می کند، حتی اگر صحت آن مشکوک باشد. با این حال, تعدادی از منتقدان امروزی مجدداً به دنبال ارتقای توماس به جایگاهی بالاتر از آنچه لازم است، بوده اند, ظاهراً در تلاش برای یافتن جایگزینی برای شهادت متون سینوپتیک.
آیا اسناد قدیمیتر عمدا از بین رفتند؟?
اگرچه می دانیم که در زمان نگارش اناجیل مجموعه های دیگری از سخنان و داستان های عیسی در گردش بود, این اسناد دیگر وجود ندارد. این ضرر توسط نظریه پردازان توطئه به عنوان شاهدی بر "پاکسازی" مورد استفاده قرار گرفته است’ اسنادی که با ارتدوکس های بعدی در تضاد هستند: اما این واقعاً در برابر بررسی انتقادی نیست.
از منظر تاریخی, هیچ چیز قابل توجهی در مورد مفقود شدن این اسناد وجود ندارد. متن های این دوره بسیار کم است, مقدس یا سکولار, تا به امروز زنده مانده اند. تنها شرط عدم بقا این بود که نسلهای بعدی نیاز زیادی به ساختن کپیها احساس نکنند. در مقابل, نرخ بقای شگفتانگیز بالای اسناد عهد جدید بدون شک به دلیل توجه فوقالعاده بالا و انتشار گستردهای است که آنها در میان کلیسای مسیحی به سرعت در حال رشد دریافت کردند..
بسیاری از رساله های عهد جدید، پیش از خود اناجیل هستند; و آنها آشکارا به آموزه های انحرافی اشاره می کنند که قبلاً بر بخش های خاصی از کلیسای اولیه تأثیر می گذاشت: اما هیچ اشاره ای به هیچ گونه اختلافی در مورد حقایق اساسی در مورد زندگی وجود ندارد, مرگ و رستاخیز عیسی. کاملا برعکس, در واقع; برای پل در 1 کورینتیانس 15:1-17 (ج. 55 الحاق) در واقع به شهادت ثابت شده به عیسی استناد می کند’ رستاخیز به عنوان استدلال اصلی او علیه برخی از کسانی که پیشنهاد می کردند رستاخیز عمومی مردگان وجود نخواهد داشت. علاوه بر این, محققانی که این قطعه خاص را مورد بررسی قرار دادهاند، مشاهده کردهاند که پولس در اینجا از یک کلام خاخامی خاص استفاده میکند که نشان میدهد او یک سنت شفاهی را به دقت نقل میکند که از زمانهای پیشین نیز نقل شده است..
آن نسخههایی از اناجیل که باقی ماندهاند، گواه گویایی بر توزیع گسترده آنهاست. (به عنوان مثال. اولین قطعه باقی مانده از انجیل یوحنا, تاریخ بین 125 و 175 بعد از میلاد*, در مصر پیدا شد). علاوه بر این, بسیاری از آنچه در مورد نوشته های آخرالزمان شناخته شده است دقیقاً به این دلیل است که آنها شناخته شده اند انجام داد جنجال برانگیزد. اگر این گزارش های قبلی برای کلیسای اولیه اهمیت زیادی داشت, بسیار مشکوک است که آنها می توانستند اینقدر بی سر و صدا در ابهام کامل بگذرند.
* تاریخ این قطعه در ابتدا تخمین زده شد 100-150 الحاق, اما بورس تحصیلی اخیر تخمین محتاطانه تری را توصیه می کند. دیدن ‘تاریخ گذاری اسناد NT'.
توضیح ساده تر
پس آنها چه بودند, و چرا زنده نماندند? به دور از ایجاد جنجال, تنها انتقاد لوقا از این اسناد قبلی این است که آنها گزارش منظمی از رویدادها ارائه نمی دهند. اگر به سادگی شرایط عیسی را در نظر بگیریم، این به راحتی قابل درک است’ وزارت.
عیسی سالهای آخر خود را در سفر به سراسر اسرائیل گذراند, تدریس در کنیسه ها, خانه ها و هوای آزاد. همانطور که برای معلمان زمان خود معمول بود, گفته های او به گونه ای ساختار یافته بود که به راحتی آنها را به خاطر بسپارد. (با وجود سواد نسبتاً بالا, زیرا پسران یهودی تحصیلات خوبی داشتند, مواد نوشتاری کم و حجیم بود). همانطور که او در بسیاری از جاها تدریس می کرد, او همان را به زبان می آورد, یا مشابه, گفته ها در موارد بسیار زیاد, و اینها برای شاگردانش بسیار آشنا می شد. با این حال, این احتمال وجود دارد که برخی از شنوندگان او آرزو داشته باشند که برخی از آنها را در مراحل اولیه به نوشتن بپردازند..
به طور مشابه با گزارش های عیسی’ زندگی. رسولان به وضوح خواستار اصلی خود را انتقال شهادت شاهد عینی به عیسی دیدند’ گفتار و کردار (رجوع کنید به. اعمال 1:21-2). هر چند در اوایل تأکید آنها بیشتر بر شهادت شفاهی بود تا کتبی, همچنین به احتمال زیاد گزارش های مربوط به عیسی وجود دارد’ اسناد در مناطق مختلف حفظ می شد, و اینکه عده ای مجموعه هایی از اینها را جمع آوری کرده اند.
در این شرایط عملاً مسلم است که مجموعه های عیسی’ گفته ها, و گزارش اعمال او, در کلیسای اولیه در گردش بوده است, به دو صورت شفاهی و نوشتاری, از همان روزهای اول (ج.ف. اعمال 2:42).
اما لوک انگشت خود را محکم روی کاستی های آنها می گذارد و, با استنباط, دلیل ناپدید شدن آنها: آنها به جای گزارشهای سیستماتیک، مجموعهای از گفتهها و گزارشها هستند. آنها برای کلیسای اولیه به عنوان کمکی به حافظه ارزشمند بودند: اما هنگامی که اناجیل شروع به پخش می کردند، مفید بودن خود را از دست می دادند و دور ریخته می شدند.
* یک استثناء، روایت معروف زن در زنا است (جان 8:2-11). این در اولین نسخه های خطی یوحنا وجود ندارد; و تقریباً به طور قطع متنی مجزا و مجهول است, اما زود, منشایی که در نهایت با افزودن آن به انجیل حفظ شد.
آیا نویسندگان انجیل از چنین منابعی استفاده می کردند؟?
همانطور که قبلا ذکر شد, شباهت نزدیک بین بسیاری از محتوای سه انجیل اول, با وجود گستردگی ظاهری انتخاب, نشان می دهد که آنها از مجموعه ای مشترک از مطالب نوشتاری یا شفاهی به عنوان چارچوبی برای نوشته های خود استفاده می کردند.
از آنجا که لوقا خود یکی از دوازده نفر نبود, او احتمالاً از شهادت شفاهی و کتبی استفاده می کرد. اگر چه برخی از محققان در تألیف آن اختلاف دارند 2 تیموتی, حاوی یک مرجع جالب است (2 تیم 4:13) به برخی کتابها و کاغذهایی که پولس در تروآس گذاشته بود; مکانی که لوقا حداقل با پولس از آن دیدن کرده است 2 مناسبت ها (ج.ف. اعمال 16:11 و 20:6).
با توجه به پدران اولیه کلیسا, علامت گذاری کنید (نه یکی از دوازده, اما یکی از اعضای کلیسای اولیه در اورشلیم (اعمال 12:12,25 et. al.) و بعداً مترجم پیتر) انجیل خود را بر اساس تعالیم شفاهی پطرس بنا نهاد.
معلوم نیست که متیو از منابع دیگری غیر از خاطرات خود استفاده کرده است یا خیر: اگرچه احتمالاً او این کار را کرده است. اما از آنجایی که پیتر توسط خود عیسی به رهبری کلیسای اولیه منصوب شد, تعجب آور نیست اگر آموزه های شفاهی یا کتبی که به عنوان مبنایی توسط متی و لوقا استفاده شده اند، شباهت نزدیکی به آموزه های پطرس داشته باشند., همانطور که توسط مارک ارائه شده است.
نتیجه
از آنجا که منابع شفاهی و نوشتاری قبلی وجود داشته است, به نظر محتمل است که نویسندگان همدیگر می توانستند از اینها به عنوان چارچوبی برای گزارش های خود استفاده کنند. این سؤال که چگونه این اسناد سازماندهی شده اند، همچنان جای حدس و گمان است. با این حال, نظریههای رایجی که ادعا میکنند از نظر ماهیت با اناجیل تفاوت اساسی دارند، برخلاف شواهد تاریخی موجود است.; و در مورد فرضیات شخصی طرفداران آنها بیشتر از واقعیات به ما بگویید, عیسی تاریخی.
صفحه ایجاد شده توسط کوین پادشاه