نیاز به انتخاب مستمر

آیا تا به حال آرزو کرده اید که بتوانید به سادگی تصمیم بگیرید, یک بار برای همیشه, که دیگر هرگز گناه نخواهی کرد? چرا نمی تواند به این راحتی باشد? این بخش به این موضوع می پردازد که چرا نه: بلکه چرا ما هنوز هم می توانیم با اعتماد به نفس شاد با آینده روبرو شویم.

برای بازگشت به «آیا ما هیچ اشتباهی نکنیم» اینجا را کلیک کنید?, و یا در هر یک از موضوعات دیگر در زیر:

همیشه یک عنصر حیاتی انتخاب وجود خواهد داشت. ما باید انتخاب کنیم که آیا برای بخشش به عیسی نگاه خواهیم کرد یا نه, و آیا ما توجه خود را بر رفتن به راه خدا متمرکز خواهیم کرد یا خیر. خداوند اراده آزاد ما را نادیده نمی گیرد; چون, همانطور که قبلا توضیح داده شد, عشق واقعی بدون آن غیر ممکن است. سوئیچ اصلی وجود ندارد’ می توانید پرتاب کنید که شما را از وسوسه معاف می کند. حتی عیسی بارها وسوسه شد. او خستگی را تجربه کرد, گرسنگی, عصبانیت, فریب, سوء تفاهم, سوء استفاده و خیانت: اما همیشه ترجیح می داد به گونه ای پاسخ دهد که پدرش را خشنود کند, خدایا.

وقتی شیطان تمام این وسوسه را تمام کرد, او را تا فرصتی مناسب ترک کرد. (Luk 4:13)

سپس, چون افراد زیادی می آمدند و می رفتند که حتی فرصتی برای خوردن نداشتند, او به آنها گفت, “تنها با من به یک مکان آرام بیایید و کمی استراحت کنید.” (Mar 6:31)

… عیسی, چون از سفر خسته بود, کنار چاه نشست. نزدیک ظهر بود. وقتی زنی سامری برای کشیدن آب آمد, عیسی به او گفت, “به من نوشیدنی می دهی?” … زن سامری به او گفت, “تو یهودی هستی و من یک زن سامری هستم. چگونه می توانید از من نوشیدنی بخواهید?” (Jn 4:6-9)

مردم بچه‌های کوچک را نزد عیسی می‌آوردند تا دست‌هایش را روی آنها بگذارد, اما شاگردان آنها را سرزنش کردند. وقتی عیسی این را دید, او عصبانی بود. به آنها گفت, “بگذار بچه های کوچک پیش من بیایند, و مانع آنها نشوید, زیرا ملکوت خدا از آن چنین است. (Mar 10:13-14)

فریسیان و صدوقیان نزد عیسی آمدند و او را امتحان کردند و از او خواستند که نشانه ای از آسمان به آنها نشان دهد.. (Mat 16:1)

پطرس او را کناری گرفت و شروع به سرزنش کرد. “هرگز, خداوند!” او گفت. “این هرگز برای شما اتفاق نخواهد افتاد!” عیسی برگشت و به پطرس گفت, “پشت سرم باش, شیطان! تو برای من سد راه هستی; شما دغدغه های خدا را در نظر ندارید, بلکه فقط دغدغه های انسانی” (Mat 16:22-23)

“… او را نزد شاگردانت آوردم, اما نتوانستند او را شفا دهند.” “ای نسل بی ایمان و منحرف,” عیسی پاسخ داد, “تا کی با تو بمانم? تا کی تحملت کنم? پسر را اینجا بیاور پیش من.” (Mat 17:16-17)

برخی از فریسیان نزد او آمدند تا او را بیازمایند. پرسیدند, “آیا جایز است مرد به هر دلیلی زن خود را طلاق دهد؟?” (Mat 19:3)

سپس فریسیان بیرون رفتند و نقشه هایی ریختند تا او را در دام سخنانش بیاندازند. آنها شاگردان خود را همراه هیرودیان نزد او فرستادند. “معلم,” آنها گفتند, “می دانیم که تو مردی درستکار هستی و راه خدا را به حق تعلیم می دهی. شما تحت تاثیر دیگران قرار نمی گیرید, زیرا شما به این که آنها چه کسانی هستند توجه نمی کنید. پس به ما بگو, نظر شما چیست? آیا پرداخت مالیات شاهنشاهی به سزار درست است یا خیر؟?” اما عیسی, دانستن نیت شیطانی آنها, گفت, “ای منافقین, چرا می خواهی مرا به دام بیاندازی? (Mat 22:15-18)

معلمان شریعت و فریسیان زنی را که در زنا گرفتار شده بود، آوردند. آنها او را در برابر گروه ایستادند و به عیسی گفتند, “معلم, این زن در عمل زنا گرفتار شد. در شریعت موسی به ما دستور داد که چنین زنانی را سنگسار کنیم. حالا چی میگی?” آنها از این سوال به عنوان یک دام استفاده می کردند, تا مبنایی برای متهم کردن او داشته باشد. (Jn 8:3-6)

توجه کنید, لطفا, که احساس سرخوردگی شدید, درد, خشم, و غیره, خودشان گناهکار نیستند: مهم این است که ما با آنها چه می کنیم.

“در خشم گناه نکن”: در حالی که هنوز عصبانی هستید اجازه ندهید خورشید غروب کند, و شیطان را جای پا نده. (Eph 4:26-27)

زیرا ما کاهن اعظمی نداریم که نتواند با نقاط ضعف ما همدردی کند, اما ما یکی داریم که از هر نظر وسوسه شده است, همانطور که ما هستیم - اما او گناه نکرد. (Heb 4:15)

آیا هر کدام از شما می تواند گناه من را ثابت کند؟? (Jn 8:46)

اما اگرچه نمی‌توانیم مدعی معافیت کامل شویم، اما می‌توانیم از وسوسه‌های غیرضروری اجتناب کنیم و بر وسوسه‌هایی که نمی‌توانیم اجتناب کنیم غلبه کنیم.. این کاری است که عیسی انجام داد; و او به ما یاد داد که همین کار را انجام دهیم.

پس عیسی گفت, “وقتی پسر انسان را بلند کردی, آنگاه خواهید دانست که من او هستم و هیچ کاری به تنهایی انجام نمی دهم، جز آنچه که پدر به من آموخته است. کسی که مرا فرستاد با من است; او مرا تنها نگذاشته است, زیرا من همیشه کاری را انجام می دهم که او را خوشحال می کند.” (Jn 8:28-29)

عیسی این پاسخ را به آنها داد: “خیلی راست میگم بهت, پسر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد; او فقط می تواند کاری را انجام دهد که می بیند پدرش انجام می دهد, زیرا هر چه پدر انجام دهد پسر نیز انجام می دهد. (Jn 5:19)

به تنهایی هیچ کاری نمی توانم انجام دهم; من فقط همانطور که می شنوم قضاوت می کنم, و قضاوت من عادلانه است, زیرا من در پی آن نیستم که خود را خشنود سازم، جز کسی که مرا فرستاده است. (Jn 5:30)

زیرا من از آسمان نازل شده ام نه برای انجام اراده خود، بلکه برای انجام اراده فرستنده من. (Jn 6:38)

چون من به تنهایی صحبت نکردم, اما پدری که مرا فرستاد به من امر کرد که همه آنچه را گفته ام بگویم. من می دانم که فرمان او به زندگی جاودانه منتهی می شود. پس هر چه می گویم همان چیزی است که پدر به من گفته است که بگویم.” (Jn 12:49-50)

ما این کار را با ایجاد رابطه ای با خدا انجام می دهیم که به اراده او حساس است و به کمک او متکی است.

“این, سپس, اینطوری باید دعا کنی: “«پدر ما در آسمان, نام تو مقدس باد, پادشاهی تو بیاید, اراده شما انجام می شود, در زمین همانطور که در آسمان است. نان روزانه مان را امروز به ما بده. و بدهی های ما را ببخش, همانطور که ما نیز بدهکاران خود را بخشیده ایم. و ما را به وسوسه نکش, اما ما را از شر شیطان رهایی بخش.’ (Mat 6:9-13)

عیسی طبق معمول به کوه زیتون رفت, و شاگردانش از او پیروی کردند. با رسیدن به محل, او به آنها گفت, “دعا کنید که دچار وسوسه نشوید.” او در فاصله ای دورتر از آنها عقب نشینی کرد, زانو زد و دعا کرد, “پدر, اگر مایل هستید, این جام را از من بگیر; هنوز اراده من نیست, اما کار شما تمام شود” فرشته ای از آسمان بر او ظاهر شد و او را تقویت کرد. و در غم و اندوه بودن, با جدیت بیشتری دعا کرد, و عرق او مانند قطرات خونی بود که بر زمین می ریزد. هنگامی که از نماز برخاست و نزد شاگردان بازگشت, آنها را در خواب یافت, خسته از غم. “چرا میخوابی?” از آنها پرسید. “برخیز و دعا کن تا دچار وسوسه نشوی.” (Luk 22:39-46)

هیچ وسوسه ای به شما نرسیده است مگر آنچه در بین مردم است. و خداوند امین است; او نمی گذارد بیش از آنچه که می توانید تحمل کنید وسوسه شوید. اما وقتی وسوسه می شوید, او همچنین راهی برای خروج فراهم می کند تا شما بتوانید آن را تحمل کنید. (1Co 10:13)

این روند مداوم برای رفتن به جایی که خدا هدایت می کند, و کاری را که او می خواهد انجام دهید, توسط St. پل در حالی که «در حال قدم زدن است (یا توسط) روح.

اما من می گویم, با روح راه برو, و شهوت جسم را برآورده نخواهید کرد. زیرا بدن بر خلاف روح میل می کند, و روح در برابر جسم; و اینها مخالف یکدیگرند, تا کارهایی را که می خواهید انجام ندهید. اما اگر توسط روح هدایت می شوید, شما تحت قانون نیستید. (Gal 5:16-18)

اکنون اعمال جسم آشکار است, که هستند: زنا, بی اخلاقی جنسی, ناپاکی, شهوت پرستی, بت پرستی, جادوگری, نفرت, نزاع, حسادت ها, فوران خشم, رقابت ها, تقسیمات, بدعت ها, حسادت ها, قتل ها, مستی, عیاشی, و مواردی از این قبیل; که من از قبل به شما هشدار می دهم, حتی همانطور که من هم به شما هشدار داده بودم, که کسانی که چنین کارهایی را انجام می دهند، وارث ملکوت خدا نخواهند بود. اما ثمره روح عشق است, شادی, صلح, صبر, مهربانی, خوبی, ایمان, ملایمت, و خودکنترلی. در برابر چنین چیزهایی هیچ قانونی وجود ندارد. (Gal 5:19-23)

کسانی که به مسیح تعلق دارند، جسم را با هوس ها و شهواتش مصلوب کرده اند. اگر با روح زندگی کنیم, بیایید به روح راه برویم. مغرور نشویم, یکدیگر را تحریک می کنند, و حسادت کردن به یکدیگر. (Gal 5:24-26)

همچنین توجه کنید که چگونه این تعالیم پولس با آنچه قبلاً در تعالیم یوحنا دیده‌ایم هماهنگ است; که این را به عنوان راه رفتن "در نور" توصیف می کند.

این پیامی است که از او شنیده ایم و به شما اعلام می کنیم, که خدا نور است, و در او هیچ تاریکی نیست. اگر بگوییم با او معاشرت داریم و در تاریکی راه می رویم, ما دروغ می گوییم, و حقیقت را نگو. اما اگر در نور راه برویم, همانطور که او در نور است, ما با هم رفاقت داریم, و خون عیسی مسیح, پسرش, ما را از هر گناهی پاک می کند. اگر بگوییم گناه نداریم, خودمان را گول می زنیم, و حقیقت در ما نیست. اگر به گناهان خود اعتراف کنیم, او امین و عادل است تا گناهان ما را ببخشد, و ما را از هر بی عدالتی پاک کند. (1Jn 1:5-9)

بچه های کوچک من, اینها را برای تو می نویسم تا گناه نکنی. اگر کسی گناه کند, ما یک مشاور با پدر داریم, عیسی مسیح, صالحان. ... اینگونه می دانیم که در او هستیم: کسی که می‌گوید در او می‌ماند، باید خودش هم مانند او راه برود. (1Jn 2:1,6)

در نور یا تحت قانون? تفاوت.

کتاب مقدس خدا را به گونه ای نشان می دهد که همیشه می خواست بشر با او رابطه شخصی داشته باشد.

اکنون یهوه خدا همه حیوانات وحشی و همه پرندگان آسمان را از زمین پدید آورده بود.. آنها را نزد مرد آورد تا ببیند نام آنها را چه خواهد گذاشت; و مرد هر موجود زنده را هر چه نامید, اسمش همین بود. (Gen 2:19)

اما ما به طور غریزی می دانیم که خدا مقدس است; و احساس گناه و شرم ما را از نزدیک شدن بیش از حد محتاط می کند

آنگاه مرد و همسرش صدای یهوه خدا را شنیدند که در هوای خنک روز در باغ قدم می زد., و از خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان شدند. اما یهوه خدا آن مرد را صدا زد, “کجایی?” او پاسخ داد, “صدایت را در باغ شنیدم, و چون برهنه بودم ترسیدم; پس مخفی شدم” (Gen 3:8-10)

زمانی که خداوند بنی اسرائیل را پس از بیرون بردن آنها از مصر، بر آنها ظاهر شد، به وضوح نشان داده شده است (Ex 20:18-21). اینجا موسی است’ شرح آنچه اتفاق افتاد:

وقتی صدای بیرون از تاریکی را شنیدی, در حالی که کوه از آتش شعله ور بود, همه سران قبایل و بزرگان شما نزد من آمدند. و تو گفتی, “یهوه خدای ما جلال و عظمت خود را به ما نشان داده است, و صدای او را از آتش شنیدیم. امروز دیدیم که انسان می تواند زندگی کند حتی اگر خدا با او صحبت کند. اما الان, چرا باید بمیریم? این آتش بزرگ ما را خواهد بلعید, و اگر دیگر صدای یهوه خدای خود را بشنویم، خواهیم مرد. زیرا چه انسان فانی صدای خدای زنده را شنیده است که از آتش سخن می گوید, همانطور که ما داریم, و زنده ماند? نزدیک شوید و به همه آنچه یهوه خدای ما می گوید گوش دهید. پس هر چه یهوه خدای ما به شما می گوید به ما بگویید. ما گوش خواهیم داد و اطاعت خواهیم کرد.” وقتی با من صحبت کردی، خداوند تو را شنید, و خداوند به من گفت, “من شنیده ام که این قوم به تو چه گفتند. هر چه گفتند خوب بود. اوه, که دلهایشان متمایل به ترس از من باشد و همه اوامر مرا همیشه حفظ کند, تا برای آنها و فرزندانشان برای همیشه خوب باشد! “برو, به آنها بگویید به چادرهای خود بازگردند. اما تو اینجا با من بمان تا همه دستورات را به تو بدهم, احکام و قوانین را باید به آنها بیاموزی که در سرزمینی که به آنها می‌دهم پیروی کنند.” (Deu 5:23-31)

متقاعد شده اند که نمی توانند معیارهای خدا را برآورده کنند, مردم ترجیح دادند از تماس نزدیک با او اجتناب کنند, و به جای آن از شما خواسته است که مجموعه ای از قوانین برای زندگی کردن داشته باشد. و بیشتر مردم از آن زمان تاکنون اینگونه زندگی می کنند. احساس گناه ما را از خدا دور نگه می دارد; زندگی خود را بر اساس یک کتاب قانون استوار کنیم ("قانون") به جای اینکه به دنبال رابطه صمیمی با او باشیم و به توانایی او در بخشش عیوب ما و پاکسازی زندگی و انگیزه هایمان وابسته باشیم.. ولی, با فرستادن عیسی برای پرداخت گناهان ما, و سپس آمدن به زندگی در درون ما توسط روح او, خداوند راه را برای بازسازی کامل رابطه ما فراهم کرده است – قوی تر و بهتر از همیشه!

زیرا خدا جهان را چنان محبت کرد که پسر یگانه خود را داد, تا هر که به او ایمان آورد نمرد بلکه حیات جاودانی داشته باشد. زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد تا قاضی آن باشد, اما نجات دهنده آن باشد. کسانی که به پسر ایمان دارند مورد قضاوت قرار نمی گیرند; اما کسانی که ایمان نمی آورند قبلاً مورد قضاوت قرار گرفته اند, زیرا آنها به پسر یگانه خدا ایمان نیاورده اند. قضاوت اینگونه عمل می کند: نور به جهان آمده است, اما مردم تاریکی را بیشتر از نور دوست دارند, زیرا اعمالشان بد است. کسانی که کارهای بد می کنند از نور متنفرند و به سوی نور نمی آیند, زیرا نمی خواهند اعمال بدشان نمایان شود. اما کسانی که حق را انجام می‌دهند به سوی نور می‌آیند تا نور نشان دهد که آنچه انجام داده‌اند برای اطاعت خدا بوده است.. (Jn 3:16-21, GNB)

ولی, “عادت های قدیمی به سختی از بین می روند,” به قول معروف; و حتی مسیحیان نیز می توانند به راحتی به یک شیوه زندگی مبتنی بر قانون برگردند, توسط

  • ناکامی در پرورش منظم, رابطه روزانه با خدا و حساسیت به رهبری روح القدس;
  • اتخاذ نگرش قضاوت آمیز نسبت به عیوب دیگران;
  • تمرکز بر عملکرد و معیارهای ظاهری موفقیت, به جای ارادت قلبی; یا
  • قانع شدن به شرایط اخلاقی کمتر, "فنی’ رعایت قوانین سختگیرانه "قانون"; در حالی که خواسته های اخلاقی بالاتری را که در پس آن نهفته است نادیده می گیرد.

هنوز وجود ندارد!

به عنوان مسیحیان, ما می توانیم از یک زندگی آزاد از گناه شکست های گذشته لذت ببریم, پر از اطمینان به بخشش بی قید و شرط خداوند و پذیرش ما. در عین حال, ما می دانیم که هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری داریم; و آزمایشات جدی ممکن است در راه باشد. اما اعتماد ما به خدا بیشتر از هر ترسی است و با امیدی شاد به آینده می نگریم. همانطور که پل می گوید…

اما هر آنچه برای من سود بود، اکنون به خاطر مسیح زیان می دانم. چه چیزی بیشتر است, من همه چیز را به دلیل ارزش فوق العاده شناخت مسیح عیسی خداوند من یک ضرر می دانم, به خاطر او همه چیز را از دست داده ام. من آنها را زباله می دانم, تا مسیح را به دست بیاورم و در او یافت شوم, من عدالتی که از شریعت سرچشمه می‌گیرد ندارم, اما آنچه از طریق ایمان به مسیح است، عدالتی است که از جانب خدا بر اساس ایمان می آید. من می خواهم مسیح را بشناسم - بله, قدرت قیامت و مشارکت در مصائب او را بشناسد, در مرگش شبیه او شد, و غیره, به نحوی, رسیدن به قیامت از مردگان. نه اینکه من قبلاً همه اینها را به دست آورده باشم, یا قبلاً به هدفم رسیده‌ام, اما من فشار می‌آورم تا آنچه را که مسیح عیسی مرا به خاطر آن گرفتار گرفت. برادران و خواهران, فکر نمی کنم هنوز به آن دست پیدا کرده باشم. اما یک کار را انجام می دهم: فراموش كردن آنچه پشت سر است و كوشش كردن به سمت آنچه در پيش است, من به سوی هدفی پیش می روم تا برنده جایزه ای شوم که برای آن خدا مرا در مسیح عیسی به سوی آسمان خوانده است. (Php 3:7-14)