ضمیمه D – گناه نابخشودنی
به طور خلاصه به آن پرداختیم این موضوع در فصل, «تا کنون چه می دانیم?اگرچه در میان مسیحیان به ندرت مورد بحث قرار می گیرد, شیطان دوست دارد از آن برای غرق کردن ایمان ما استفاده کند. پس این چه چیزی است?
برای بازگشت به جهنم برای پیروزی یا بهشت برای پرداخت اینجا را کلیک کنید, یا در مورد هر یک از موضوعات فرعی زیر:
"بنابراین من به شما می گویم, هر گناه و کفری برای مردم آمرزیده خواهد شد, اما کفر به روح مردم آمرزیده نخواهد شد. هر که سخنی علیه پسر انسان بگوید, او بخشیده خواهد شد; اما هر که بر خلاف روح القدس صحبت کند, او بخشیده نخواهد شد, نه در این عصر, و نه در آنچه در آینده است.» (Mat 12:31-32)
اگرچه در میان مسیحیان به ندرت مورد بحث قرار می گیرد, شیطان دوست دارد که قلب ما را پر از ترس کند, به نوعی, ما مرتکب یک "گناه نابخشودنی" شده ایم; و بنابراین برای همیشه محکوم به جهنم هستند. بسیاری, از جمله مردان و زنان بزرگ خدا, مانند جان بونیان (شهرت «پیشرفت زائران».) و همچنین مسیحیان تازه کار (مثل خودم) گرفتار این تله خاص شده اند; که می تواند به شکل های مختلف ظاهر شود تا وجدان لطیف را به دام بیاندازد, بی دقتی بیش از حد اعتماد به نفس و همه کسانی که در این بین هستند.
شیطان متخصص نهایی در استفاده نادرست و تحریف کلام خداست. تاکتیک مورد علاقه او این است که حتی حقایقی را که خود خدا بیان می کند، به طور نامناسب نقل قول و به اشتباه به کار می برد; ناگفته نماند سخنان مردان و زنان خداپسندی که آنچه را که از خدا شنیده اند ناقص درک کرده اند.
(به عنوان مثال توجه کنید که چگونه, در طول وسوسه حوا توسط مار (Gen 3:1-6), او می گوید که خداوند به آنها گفته است که اگر میوه را لمس کنند، خواهند مرد. خدا این را نگفته است: او گفت, "آن را نخورید." کار آدم مراقبت از درختان باغ بود; بنابراین او باید درخت را لمس می کرد. اما به نظر می رسد که, در انتقال دستورات خدا به حوا, آدم کمی اغراق کرده بود (Gen 2:15-18). بنابراین, وقتی حوا به میوه ممنوعه دست زد و زندگی کرد, به نظرش می رسید که مار درست می گوید.)
در کتابش, «فیض فراوان بر رئیس گناهکاران»., جان بونیان به تفصیل صحبت می کند, از پاراگراف ها 132 به 232, چگونه شیطان برای اولین بار او را به چیزی که به نظر رد عیسی به نظر می رسید تعقیب کرد, سپس سالها او را با اتهامات مکرر عذاب داد که هرگز نمی توان او را بخشید. خواندنی سخت و دلخراش است: اما حاوی بینشهای ارزشمند بسیاری در مورد تاکتیکهای شیطان در تحریف کتاب مقدس علیه ما است; و روش بررسی دقیق کتاب مقدس, با کلمات وحی روحانی ترکیب شده است, سرانجام او را به فیض نجات دهنده خدا بازگرداند.
توهین به روح القدس
درک اینکه این «گناه نابخشودنی» بسیار نادر است بسیار مهم است; و بسیار جدی تر از قتل, یا حتی توهین به خود عیسی. گناهانی مانند دومی, به دلیل جدیت آشکار آنها در برخی محافل کلامی به عنوان «گناهان فانی» یاد می شود: با این حال اینها "نابخشودنی" نیستند,همانطور که عیسی به دقت به آن اشاره می کند. پطرس عیسی را انکار کرد; و St. پولس یک قاتل عیسی بود که به خود اعتراف کرد’ پیروان (Acts 26:9-11): با این حال هر دو بخشیده شدند.
عیسی’ هشدار در مورد کفر علیه روح القدس, ذکر شده در بالا, در نیز تکرار می شود Mark 3:28-29 و Luke 12:10. هم متی و هم مرقس این را در چارچوب بحثی قرار می دهند که توسط کاتبان و فریسیان آغاز شده است., نشان می دهد که عیسی از قدرت اهریمنی برای بیرون راندن شیاطین استفاده می کند. اما توجه کنید که عیسی به صراحت نمی گوید که آنها قبلاً با گفتن این سخن به روح القدس کفر گفته بودند.: اگرچه او به وضوح به آنها هشدار می دهد که, با نسبت دادن کار روح به یک علت شیطانی, آنها به طرز خطرناکی به انجام این کار نزدیک می شوند. اما چقدر نزدیک - و چرا?
برخی فرض می کنند, مثلا, که برخی اظهارات کفرآمیز فرم, «عیسی است …" توهین به عیسی است; در حالی که به سادگی جایگزین می شود, "روح القدس" برای "عیسی" این را به گناهی نابخشودنی تبدیل می کند. هر یک از این جملات برای خدا عمیقا توهین آمیز است: و هرگز نمی توان به سادگی از آن گذشت. هنوز, اگر به این واقعیت توجه کنیم که کاتبان و فریسیان مستقیماً کاری از روح القدس را به شاهزاده شیاطین نسبت می دادند., پس درک اینکه چرا عیسی به جای هشدار دادن، فوراً آنها را محکوم نکرد، بسیار دشوار می شود.
چه چیزی این گناه را نابخشودنی می کند?
رساله به عبرانیان به این موضوع می پردازد و بینش بیشتری در مورد ماهیت واقعی این کفر ارائه می کند.. شامل می شود 3 مراجع, که دومی جزئی ترین است:
زیرا اگر پس از آن عمداً گناه کنیم، شناخت حقیقت را دریافت کرده ایم, دیگر هیچ قربانی برای گناهان باقی نمی ماند, اما یک ترس خاص به دنبال قضاوت و خشم آتشین, که دشمنان را می بلعد. او که موسی را تحقیر کرد’ قانون بدون رحم و در زیر دو یا سه شاهد مرد: چقدر مجازات تلخ تر, فرض کن شما, آیا او شایسته پنداشته می شود؟, که پسر خدا را زیر پا گذاشته است, و خون عهد را شمرده است, با آن او تقدیس شد, یک چیز نامقدس, و به روح فیض عمل کرده است? زیرا ما او را می شناسیم که گفته است, انتقام از آن من است, من جبران می کنم, خداوند می گوید. و دوباره, خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد. افتادن به دست خدای زنده چیز ترسناکی است. (Heb 10:26-31 KJV)
من عمداً از نسخه کینگ جیمز در اینجا برای تأکید بر این کلمه استفاده کرده ام, "عمدا".. این یک کلمه فوق العاده قوی است, فقط یک بار دیگر در عهد جدید استفاده شده است, برای انتقال حس مصمم, کاملاً داوطلبانه, تعهد به یک اقدام خاص. علاوه بر این, این تصمیمی است که پس از دریافت "آگاهی از حقیقت" گرفته می شود: نه در نتیجه جهل. همانطور که قسمت در ادامه توضیح می دهد, این شامل طرد عمدی عیسی است’ فداکاری برای گناهانمان به عنوان بی ارزش بودن; و به جای آن بخشنده را تحقیر می کند, بخشیدن کار روح القدس با تحمیل شرم یا جراحت بر او.
رساله به عبرانیان در دوران بداخلاقی شدید و آزار و اذیت جدی برای مسیحیان نوشته شده است., هنگامی که بسیاری از آنها به شدت وسوسه می شوند که از ایمان خود سازش کنند یا ایمان خود را ترک کنند. برخی انجام دادند: اما, همانطور که در مورد پیتر دیدیم, این وضعیت آنها را غیرقابل جبران نکرد. پس فصل 10 (Heb 10:32-39) با توصیه ای به پایان می رسد که دست نگه دارید و تسلیم نشوید; فصل 11 (Heb 11:32-40) از این سخن می گوید که چگونه مردان و زنان مؤمن علیرغم اینکه مجبور بودند شکست های سختی را تحمل کنند، به چیزهای به ظاهر غیرممکن دست یافتند.. سپس فصل 12 (Heb 12:1-13) با یک توصیه بیشتر ادامه می دهد که وقتی شکست می خوریم و دچار مشکل می شویم ناامید نشویم. حتی زمانی که خداوند به ما اجازه می دهد که به خاطر گناهانمان رنج بکشیم, دور از آن است که نشانه رها شدن باشد. او این کار را می کند زیرا او ما را دوست دارد; و او میخواهد که ما توبه کنیم و بهبود پیدا کنیم:
بنابراین, از آنجایی که ما توسط چنین ابر عظیمی از شاهدان احاطه شده ایم, بیایید هر چیزی را که مانع می شود و گناهی که به راحتی در هم می پیچد دور بریزیم. و اجازه دهید مسابقه ای را که برای ما مشخص شده است با پشتکار بدویم, چشم دوختن به عیسی, پیشگام و کامل کننده ایمان. برای شادی پیش روی او صلیب را تحمل کرد, تحقیر شرم آن, و در سمت راست عرش خدا نشست. او را در نظر بگیرید که چنین مخالفت گناهکاران را تحمل کرد, تا خسته و دلتنگ نشوی. در مبارزه با گناه, تو هنوز تا حد ریختن خونت مقاومت نکردی. و آیا این کلمه تشویقی را که شما را همانطور که پدر پسرش را خطاب می کند، فراموش کرده اید؟? می گوید, «پسرم, انضباط خداوند را نادیده نگیرید, و هنگامی که او شما را سرزنش می کند، دل نگیرید, زیرا خداوند کسی را که دوست دارد تربیت می کند, و هر کس را که پسرش می پذیرد، تنبیه می کند.» سختی را به عنوان نظم و انضباط تحمل کنید; خداوند با شما مانند فرزندان خود رفتار می کند. برای چه فرزندانی از جانب پدر تربیت نمی شوند? (Heb 12:1-7)
اما شیطان, آن پیچاننده متخصص کتاب مقدس, دوست دارد از آن برای محکوم کردن ما استفاده کند تا تشویق ما. و به دنبال آن وجود دارد 2 آیاتی در این سوره که از دیرباز مورد علاقه او بوده است:
بنابراین دست هایی را که آویزان هستند بالا بیاورید, و زانوهای ضعیف; و راه های مستقیم برای پاهای خود بسازید, مبادا آنچه لنگ است از راه منحرف شود; بلکه بهتر است شفا یابد. صلح را با همه مردان دنبال کنید, و تقدس, بدون آن هیچ کس خداوند را نخواهد دید: با جدیت نگاه کنید که مبادا کسی از فیض خدا غافل شود; مبادا ریشه ی تلخی سرازیر شود شما را آزار دهد, و در نتیجه بسیاری آلوده می شوند; مبادا زناکار باشد, یا فرد ناسزا, به عنوان عیسو, که به ازای یک لقمه گوشت حق اولاد خود را فروخت. زیرا شما می دانید که چگونه پس از آن, زمانی که او نعمت را به ارث می برد, او رد شد: زیرا جایی برای توبه پیدا نکرد, هر چند با اشک با دقت به دنبال آن بود. (Heb 12:12-17 KJV)
توجه داشته باشید که پیام اصلی نویسنده این است, «امید وجود دارد. تسلیم نشوید یا منحرف نشوید! و آگاه باشید که, اگر نتوانید این توصیه را جدی بگیرید، ممکن است زمان زیادی را از دست بدهید.» اما شیطان دوست دارد این آخری ها را بگیرد 2 آیاتی برای تلقین, "زمان خود را هدر ندهید! خدا با تو تمام شد!"اما, نه تنها برای شما درست نیست: این برای عیسو نیز صادق نبود. عیسو هرگز حق اولاد خود را پس نگرفت, و نعمت اولزاده را از دست داد: اما نعمت جایگزین اسحاق (Gen 27:38-40) با این حال برآورده شد (Gen 33:8-11). گناه و غفلت از مواهب خداوند جدی است, و احتمالا دائمی, عواقب: اما, جایی که توبه هست, بخشش و فرصت های تازه هنوز در دسترس است.
اشکهای اولیه عیسو اشک توبه نبود; آنها اشک های حسادت قاتل بودند (Gen 27:41), شبیه قابیل قبل از کشتن هابیل (Gen 4:5-8). ولی, در زمان, عیسو دچار دگرگونی شد, توبه از نیت اصلی خود; بنابراین هنگامی که او سرانجام دوباره با یعقوب ملاقات کرد, این بود که او را به عنوان یک برادر در آغوش بگیرم (Gen 33:4).
توبه - اثبات فیض پایدار
در طول مدتی که مسیحی بودم، با افراد زیادی برخورد کردم که از ترس مرتکب گناه نابخشودنی عذاب بودند - و حتی زمانی خودم در آن موقعیت بودم.. اما فقط یک بار با کسی ملاقات کردم که می ترسیدم واقعاً چنین کرده باشد. البته, من بسیاری را ملاقات کرده ام که می ترسم هنوز با عیسی رویارویی نجات بخشی نداشته باشند, برخی علی رغم ادعای خود مبنی بر اینکه قبلاً پیرو عیسی بوده اند: اما این همان چیزی نیست. همچنین با افراد زیادی برخورد کرده ام که به دلایل مختلف دچار گناه شده اند, یا ظاهراً برای مدتی ایمان خود را ترک کردند, و متعاقبا بازسازی شد. بنابراین تفاوت اساسی چیست? بیایید به طور خلاصه مرور کنیم و به چند کتاب مقدس دیگر نگاه کنیم:
در مورد کسانی که روزی روشن شدند و از هدیه بهشتی چشیدند, و در روح القدس شریک شدند, و كلام نيكو خداوند را چشيد, و قدرت های عصر آینده, و سپس دور افتاد, تجدید توبه آنها غیرممکن است; چون می بینند که پسر خدا را دوباره برای خود مصلوب می کنند, و او را به شرم گشاده می اندازد. (Heb 6:4-6)
برای اگر, پس از آنکه به واسطه شناخت خداوند و نجات دهنده عیسی مسیح از آلودگی جهان رهایی یافتند, آنها دوباره در آن گرفتار شده و غلبه می کنند, وضعیت آخر برای آنها بدتر از حالت اول شده است. زیرا برای آنها بهتر است که راه عدالت را ندانند, از, پس از دانستن آن, تا از فرمان مقدسی که به آنها ابلاغ شده است برگردند. اما طبق ضرب المثل واقعی برای آنها اتفاق افتاده است, «سگ دوباره به استفراغ خودش روی می آورد,” و, "خاکسی که شسته شده تا در منجلاب غوطه ور شود." (2Pe 2:20-22)
اولا, همانطور که قبلا ذکر شد, ما در اینجا در مورد کسانی صحبت می کنیم که قبلاً حقیقت و واقعیت انجیل را تجربه کرده اند. کسانی که هنوز زندگی خود را به عیسی به عنوان نجات دهنده خود سپردند، مسئولیتی برای ارتکاب این گناه خاص ندارند.. (اگرچه این بدان معنا نیست که آنها در خطر کمتری فوری هستند, چون "کسی که به او ایمان دارد مورد قضاوت قرار نمی گیرد. کسی که ایمان ندارد قبلاً مورد قضاوت قرار گرفته است, زیرا او به نام پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.” (John 3:18))
دوما, به صورت عمدی, انتخاب داوطلبانه آنها باعث شرمساری عیسی و کار نجات بخش روح القدس شده است. این به شدت علیه خدا توهین آمیز است و آنها را در خطر بزرگی قرار می دهد که آنها را به عنوان کسی که به روح القدس کفر گفته است به حساب آید.. با این حال, خیلی بستگی به این دارد که یک فرد تا چه حد خود را عمداً در مقابل خدا قرار داده است. این را فقط خدا می داند: بنابراین ما نمی توانیم به طور قابل اعتماد از این به عنوان یک آزمایش استفاده کنیم.
ولی, سوم و مهمتر از همه, غیر ممکن است که چنین شخصی توبه کند (Heb 6:6); یعنی, برای دستخوش یک تغییر واقعی قلب, تمایل آنها به پیروی از عیسی و اطاعت از دستورات روح را دوباره برانگیخت.
گناه نابخشودنی دقیقاً نابخشودنی است چون فرد نخواهد کرد توبه کن. بنابراین, امکان بخشش وجود ندارد. ولی, به دلیل تجربه قبلی آنها از واقعیت عدالت خدا, که آنها آن را رد کرده اند, ترس و پشیمانی کم نیست. اما تفاوت اساسی بین کسی که مرتکب گناه نابخشودنی شده و کسی که فقط برای مدتی سقوط کرده است., این است که پشیمانی دومی متمرکز می شود, نه در مورد مجازاتی که با آن روبرو هستند: اما در مورد هولناک بودن جرم آنها و جدایی فعلی: و قلب آنها فریاد می زند که دوستی دوباره برقرار شود. (دیدن, مثلا, دعای داوود در Psalm 51:1-19.)
نمونه های عملی
جان بونیان
بونیان فصلی از پیشنهادهای ذهنی بی وقفه را تحمل کرد که باید عیسی را در ازای چیزهای این زندگی بفروشد.. با وجود تمام تلاش هایش برای مقاومت, افکار از بین نمی رفتند; تا یک روز صبح, خسته, او خود را در حال فکر کردن احساس کرد, "بگذار برود, اگر بخواهد.» او ادامه می دهد, "140. حالا نبرد برنده شد, و من مانند پرنده ای که از بالای درخت تیراندازی می شود به پایین افتادم, به گناه بزرگ, و ناامیدی ترسناک.» پس از آن سالها عذاب همراه با دورههای وقفهای مهلت وجود داشت، زیرا روح خدا به روح او آرامش میداد. "174. ... ناگهان وجود داشت, انگار با عجله از پنجره وارد شده باشد, صدای باد بر من, اما بسیار دلپذیر, و انگار صدایی را شنیدم که صحبت می کرد, آیا هرگز نپذیرفتی که با خون مسیح عادل شمرده شوی؟? و به همراه, تمام زندگی حرفه ای من گذشته است, در یک لحظه به روی من باز شد, جایی که من برای دیدن آن ساخته شدم, که به طور طراحی شده من نداشتم: پس قلبم با ناله جواب داد, خیر. سپس افتاد, با قدرت, آن کلمه خدا بر من, مواظب باشید که از او که سخن می گوید امتناع نکنید. عبری xii. 25.” (Heb 12:25)
"229. … ناگهان این جمله بر جانم افتاد, عدالت تو در بهشت است; و با هم فکر کرد, با چشم جان دیدم, عیسی مسیح در دست راست خدا: وجود دارد, من می گویم, عدالت من بود; به طوری که هر کجا که بودم, یا هر کاری که انجام می دادم, خدا نمی توانست در مورد من بگوید, او عدالت من را می خواهد; زیرا این درست پیش از او بود. من هم دیدم به علاوه, که این هیکل خوب من نبود که عدالت مرا بهتر کرد, و نه هیکل بد من که عدالت مرا بدتر کرد; زیرا عدالت من خود عیسی مسیح بود, دیروز هم همینطور, امروز, و برای همیشه. عبری. xiii. 8. (Heb 13:8)
"230. آیا واقعاً زنجیر من از پاهایم افتاد؟ …”
شهادت من
به عنوان یک اخیرا تبدیل شده است 15 یک ساله, من عاشقانه عاشق عیسی بودم. اما یک روز به طور غیرمنتظره ای با یک وسوسه جنسی بدیع روبرو شدم که قبلاً هرگز با آن روبرو نشده بودم.; و این علاقه من را برانگیخت. سریع متوجه شدم اشتباه بود; و فکر از سرم گذشت, «اگر عیسی الان برمیگشت چه میشد, در حالی که شما این کار را انجام می دهید?اما به جای توقف فوری, کنجکاوی من را بیشتر کرد و, اگرچه احساس بدی نسبت به آن داشتم, مدتی دیگر به "تحقیق" ادامه دادم. ولی, زود متوقف نشدم, از شیطان با این اتهام وارد شد, «این یک گناه عمدی بود. چنین گناهانی نابخشودنی است!من آن کتاب مقدس را می دانستم (Heb 10:26 KJV), و من متحجر شدم. رفتم تو اتاقم, در تاریکی روی زمین افتاد و از خدا طلب بخشش کرد: اما هیچ پاسخی وجود نداشت - فقط سیاهی و سکوت.
احساس می کردم کاملا رها شده ام; و محکوم به محرومیت برای همیشه از حضور او. نمی توانستم این فکر را تحمل کنم: از این رو از خدا خواستم که نشانه ای برای آن باشد که همه چیز از دست نرفته است. تازه آنقدر رشد کرده بودم که اگر از هر دو پا استفاده می کردم می توانستم بپرم و سقف را لمس کنم: بنابراین دعا کردم که بتوانم آن را مدیریت کنم, پریدن روی یک پا. سپس تمام توانم را جمع کردم, پرید - و شکست خورد! آنقدر مرا ترساند که دوباره با چنان ناامیدی تلاش کردم که در واقع این کار را انجام دادم! ولی, البته, شیطان مستقیماً به من برگشت با این اتهام که فقط اولین تلاش بود که مهم بود.
فکر می کنم برای همیشه گم شده ام, شروع کردم به فکر کردن که چطور می توانم بقیه عمرم را بگذرانم; و خودم را در حال خواندن این دعا دیدم: "پدر, حتی اگر هرگز به بهشت نرسم, لطفاً آخرین لطف را به من خواهی داد. اجازه می دهی تا آخر عمر در خدمتت باشم؟; زیرا هیچ کار دیگری وجود ندارد که من ترجیح می دهم انجام دهم." فقط پس از آن, همانطور که در تاریکی آنجا نشسته بودم, آیا جواب خدا به ذهنم خطور کرد؟: «اگر گناه نابخشودنی را مرتکب شده بودی, تو آن نماز را نمی خواندی!”
با آن, صلح برقرار شد. هنوز, برای مدت طولانی شیطان می خواست با این پیشنهاد مرا عذاب دهد, «اگر خدا فقط درخواست شما را اجابت کرده باشد چه؟. چه زمانی پاسخ خواهید داد, در پایان, او در نهایت شما را به جهنم محکوم می کند?پاسخ من این بود و هنوز هم هست, حتی اگر این درست بود, من هنوز فقط زمینه ای برای ستایش خدا برای عدالت و رحمتش دارم. اعتماد به نفس من بر عدالت من نیست: اما فقط در عیسی’ مرگ برای من.
یک بی توبه?
در دوران دانشجویی, من و یکی از دوستانم با مردی ملاقات کردیم که به ما گفت که مرتکب گناه نابخشودنی شده است و دائماً در ترس از قضاوت خدا زندگی می کند.. در تلاش برای کمک به او, ما او را به آپارتمان من دعوت کردیم, جایی که او داستان خود را به ما گفت.
او از طریق تماشای دراماتیک تبدیل شده بود, شفای آنی کودکی که به دلیل فلج مغزی فلج شده بود و عضو ثابت یک کلیسای معروف پنطیکاستی شد, جایی که او شاهد معجزات بسیاری بود. اما یک روز, در حالی که گوش دادن به مرد جوانی شهادت می دهد که چگونه اخیراً کاملاً از اعتیاد به الکل رها شده است, در دلش فکر کرد, شرط می بندم که می توانم شما را دوباره به الکل برگردانم. با مرد جوان ملاقاتی ترتیب داد, جایی که توانست او را مست کند. زندگی مرد جوان متلاشی شد; و در نهایت کلیسا را ترک کرد.
مدتی را صرف مشاوره با وسوسه کننده او کردم, هر دو به او در مورد موقعیت خود هشدار می دهند (که از قبل می دانست و از آن می ترسید) و در صدد رساندن او به محل توبه. وضعیت عجیبی بود. او یک سیگاری شدید بود; و گاهی عمدا سعی می کرد دود را به سمت من ببرد, انگار فکر می کرد که این ممکن است همان تأثیری را که الکل روی قربانی قبلی اش گذاشته بود، روی من بگذارد. ولی, علیرغم اشاره به این که بخشش ممکن است - اگر فقط توبه کند - این کاری بود که او انجام نمی داد.. گاهی با خدا دعا می کرد; و در مواقع دیگر به شیطان, گفت که او استاد بدی نبود. سرانجام مشخص شد که او هنوز فکر میکرد که برای اغوا کردن آن مرد جوان «باهوش» بوده است.. آیا ممکن است که او واقعاً به خود آمده باشد? نمی توانم مطمئن باشم: اما در نهایت مجبور شدم او را رها کنم, هنوز ترسناک اما پشیمان نیست.
اگر کسی ببیند که برادرش مرتکب گناهی شده است که منجر به مرگ نمی شود, او خواهد پرسید, و خدا او را برای کسانی که گناه می کنند زندگی خواهد کرد که منجر به مرگ نمی شود. گناهی است که منجر به مرگ می شود. من نمی گویم که او باید در این مورد درخواستی داشته باشد. (1Jn 5:16)
نترس
شیطان فریبکار و مصمم است; در حالی که ما اغلب در برابر تهدیدها و فریب های او آسیب پذیر هستیم. اما ما هرگز نیازی نداریم که در ترس از شکست به دلیل ضعف یا عدم ایمان خود زندگی کنیم. کل ترینیتی - پدر, پسر و روح القدس - متعهد هستند که ما را تا آخر ببینند.
اگر به گناهان خود اعتراف کنیم, او امین و عادل است تا گناهان ما را ببخشد, و ما را از هر بی عدالتی پاک کند. (1 John 1:9)
این قول وفادار است: «زیرا اگر با او بمیریم, ما نیز با او زندگی خواهیم کرد. اگر تحمل کنیم, ما نیز با او سلطنت خواهیم کرد. اگر او را انکار کنیم, او نیز ما را انکار خواهد کرد. اگر بی ایمان باشیم, او وفادار می ماند. او نمی تواند خود را انکار کند.» (2Ti 2:11-13)
اما اگر روح کسی که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد, او که مسیح عیسی را از مردگان برخیزانید، به وسیله روح خود که در شما ساکن است، بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد کرد.. پس پس, برادران, ما بدهکار هستیم, نه به گوشت, برای زندگی پس از جسم. زیرا اگر بر اساس جسم زندگی کنید, باید بمیری; اما اگر به وسیله روح اعمال بدن را بمیرانید, زندگی خواهید کرد. برای کسانی که توسط روح خدا هدایت می شوند, اینها فرزندان خدا هستند. زیرا شما روح اسارت را دوباره برای ترس دریافت نکردید, اما شما روح فرزندخواندگی را دریافت کردید, توسط کسی که گریه می کنیم, «آبا! پدر!خود روح با روح ما شهادت می دهد که ما فرزندان خدا هستیم… (Rom 8:11-16)
پس در مورد این چیزها چه بگوییم? اگر خدا برای ماست, چه کسی می تواند علیه ما باشد? کسی که به پسر خود رحم نکرد, اما او را برای همه ما تحویل داد, چگونه او نیز با او همه چیز را به ما رایگان نمی دهد? چه کسی می تواند برگزیدگان خدا را متهم کند? این خداست که توجیه می کند. این کیست که محکوم می کند? این مسیح است که مرد, بله بلکه, که از مردگان زنده شد, که در دست راست خداست, او نیز برای ما شفاعت می کند. چه کسی ما را از عشق مسیح جدا خواهد کرد? میتونه ظلم, یا پریشانی, یا آزار و اذیت, یا قحطی, یا برهنگی, یا خطر, یا شمشیر? حتی همانطور که نوشته شده است, "به خاطر تو ما در تمام روز کشته می شویم. ما را گوسفندی برای ذبح حساب کردند.» خیر, در همه این چیزها, ما به واسطه او که ما را دوست داشت، بیشتر از فاتح هستیم. چون متقاعد شدم, که نه مرگ, نه زندگی, نه فرشتگان, نه اصالت, و نه چیزهای موجود, و نه چیزهای آینده, و نه قدرت ها, و نه قد, نه عمق, و نه هیچ چیز آفریده دیگری, خواهد توانست ما را از عشق خدا جدا کند, که در خداوند ما مسیح عیسی است. (Rom 8:31-39)
برای بازگشت به جهنم برای پیروزی یا بهشت برای پرداخت اینجا را کلیک کنید.
قابل اعتماد و متخصص: در مورد عیسی مسیح, صفحه اصلی Liegeman.
صفحه ایجاد شده توسط کوین پادشاه