رابطه عشق و شر

رابطه عشق و شر

حوزه دیگری که در آن ما انسان ها می توانیم به طرز شگفت آوری ساده لوح باشیم، مربوط به ماهیت رابطه بین "خوب" است.’ و "شر.’ در این فصل ها به بررسی ماهیت واقعی و روابط متقابل خوبی می پردازیم, عشق, آزادی, خودخواهی و فساد به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا این مسائل اخلاقی در پرتو ابدیت چنین پیامدهای عظیمی دارند..

برای بازگشت به جهنم برای پیروزی یا بهشت ​​برای پرداخت اینجا را کلیک کنید, یا در مورد هر یک از موضوعات زیر:

مطالب تحت عناوین کلی زیر مرتب شده اند:

برای بازگشت به جهنم برای پیروزی یا بهشت ​​برای پرداخت اینجا را کلیک کنید, یا در مورد هر یک از موضوعات فرعی زیر:

  • چرا خدا اینقدر سختگیره?

    این روزها, در مورد عشق و بخشش عیسی بسیار گفته می شود که اغلب این تصور را داریم که او نسبت به گناه نگرش آزادتر از خدا در گذشته دارد.. ولی, در واقع, استانداردهای او واقعاً سخت تر است.

    اگر عیسی به ما از سرنوشتی بدتر از مرگ هشدار دهد, پس باید بپرسیم, «چرا خدا اینقدر کمال گرا است؟?” چرا او نمی تواند دنیایی بسازد که در آن همه ما یکدیگر را دوست داشته باشیم – یا شر را بدون از بین بردن کسانی که باعث آن شده اند از بین ببرند? مطمئنا اکثر مردم آنقدرها هم بد نیستند? و آیا واقعاً بدها را نمی توان بدون دردسر خاتمه داد? آیا تعالیم عیسی مبالغه شده است؟, یا اینکه ما به طور جدی شدت وضعیت را اشتباه درک کرده ایم?

  • عدم امکان عشق اجباری

    هیچ کلمه انگلیسی تا به حال خطرناکتر از "عشق" بی ارزش نشده است. انواع مختلفی از رفتار یا احساسات وجود دارد که ما آنها را "عشق" می نامیم.; و زبان یونانی از چندین کلمه مختلف برای تشخیص آنها استفاده می کند. اما عشق واقعی که خدا می خواهد همان جایی است که مردم انتخاب کنید نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح دهند. دشمن نهایی آن نفرت نیست: اما خود محوری و بی تفاوتی. بدون این نوع عشق, بهشت نمی تواند بهشت ​​باشد.

    اما وجود دارند 2 مشکلات عمده. چگونه می توان آن را اجرا کرد? اگر مجری وجود داشته باشد, چگونه او از اقدام به نفع خود اجتناب می کند? و چگونه یک شخص می تواند از روی عشق عمل کند مگر اینکه آزاد باشد که این کار را نکند?

  • Evil’s Vicious Spiral

    مردان همیشه آرزوی یک جامعه واقعاً عادلانه را داشتند. هنوز, با وجود پیشرفت های فکری و فناوری باور نکردنی, تمدن ها هنوز هم فقط برای فروپاشی در هرج و مرج رشد می کنند. و در زندگی خود ما هم همینطور است. پس مشکل اساسی چیست? شیطان خود محور, مثل یک سیاهچاله گرانشی, یه جورایی برای ما جذابیت داره; به طوری که, کم کم, ما شروع به تحمل و عذرخواهی می کنیم; و سپس از آن دفاع کنید, گفتن, "این دقیقاً همان چیزی است که من هستم."

    همانطور که یک درخت رشد می کند, شاخه های آن سفت می شود; بنابراین همیشه نشانه های گذشته خود را دارد. در مورد ما هم همینطور است; ما همان چیزی می شویم که انتخاب می کنیم. عیسی دائماً شنوندگان خود را برای انتخاب به چالش می کشید. با انتخاب راه خود به جای راه خدا, طبیعت ما تحریف می شود. نفوذ خورنده شیطان ما را برای بهشت ​​نامناسب می کند, و ما را تا حدی کنترل می کند که بهترین تلاش ما باعث می شود نتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.

    تجربه خود شما از اعماق این اعماق ممکن است کم و بیش شدیدتر از تجربه من باشد. اما همه ما به دلیل این بیماری کشنده معنوی با حکم اعدام روبرو هستیم. هیچ یک از ما که این مطلب را می‌خوانیم نمی‌توانیم ادعا کنیم که نتیجه انتخاب خودمان نبوده است. و, علیرغم تلاش‌های موقتی برای خودسازی که انجام می‌دهیم, در نهایت همه چیز بدتر خواهد شد - مگر اینکه خود خدا دخالت کند.

    آیا نقطه ای بدون بازگشت وجود دارد؟? احتمالا: اما یک انتخاب حیاتی معمولاً باقی می ماند, برای کسانی که مایل هستند …

ادامه مطلب …