ضمیمه B – باک در کجا متوقف می شود?

ضمیمه B – باک در کجا متوقف می شود?

ما در دنیایی فوق العاده پیچیده زندگی می کنیم; خیلی پیچیده, در واقع, که بیشتر اوقات ما فقط می توانیم عواقب بالقوه اعمال خود را حدس بزنیم. بنابراین چگونه می توانیم با مسئولیت خود در قبال پیامدهای بالقوه فاجعه بار چنین اقداماتی روبرو شویم?

برای بازگشت به جهنم برای پیروزی یا بهشت ​​برای پرداخت اینجا را کلیک کنید, یا در مورد هر یک از موضوعات فرعی زیر:

ما ضمیمه A را با ذکر این نکته به پایان رساندیم که تجزیه و تحلیل زبانشناختی ما را تنها می گذارد 2 دلایل اصلی برای زیر سؤال بردن تفسیر «ابدیت» «aionios» هنگام بررسی توصیفات عیسی درباره داوری خدا. اولین مورد این است که ما مفاهیم را دوست نداریم.

ما در دنیایی فوق العاده پیچیده زندگی می کنیم; خیلی پیچیده, در واقع, که بیشتر اوقات ما فقط می توانیم عواقب بالقوه اعمال خود را حدس بزنیم. و زمانی که ما همچنین سعی می کنیم مفهوم یک زنجیره بالقوه پایان ناپذیر از پیامدها را فاکتور بگیریم, از اکنون تا ابدیت امتداد دارد, ما شروع به مقابله با احتمال یک مسئولیت نامحدود برای پیامدهای بالقوه ویرانگر آنچه ممکن است به نظرمان می رسید, در آن زمان, اعمال جزئی سهل انگاری یا منفعت شخصی باشد.

من فکر می کنم, مثلا, یک کشیش که یک بار ملاقات کردم و رانندگی او واقعاً مرا ترساند, به طوری که من احساس کردم باید او را در مورد خطراتی که می کند هشدار دهم. اما احترام نابجا باعث شد که سکوت کنم. چند هفته بعد در یک برخورد رو به رو کشته شد; و موسسه خیریه امدادی که او اداره می کرد از بین رفت. چند سال پربار از عمر این کشیش از دست رفت? جان چند تن از دست اندرکاران آن تصادف با مرگ نابهنگام وی از بین رفت? چه بسیار اعمال بالقوه رحمانی که هرگز اتفاق نیفتادند? آیا هیچ یک از آنها علیه خدا روی آوردند یا از شنیدن و پاسخ دادن به انجیل کوتاهی کردند? چه احساسی در ابدیت خواهم داشت وقتی تمام عواقب ناتوانی خود در صحبت کردن را کشف کنم? حتی اگر به من گفته شود که به خاطر این تخلف پاسخگو نخواهم بود, چگونه می توانم زندگی کنم بدون اینکه خودم را در یک سفر بی پایان احساس گناه بیابم? به خصوص که از قبل در مورد مسئولیت خود هشدار داده بودم? (دیدن Ez 33:2-9.)

این امکان وجود دارد که خود را در یک حالت ابدی محکومیت و پشیمانی آگاهانه قرار دهیم, رک و پوست کنده, خیلی زیاد که, اگر انتخاب با ما بود, ما ممکن است تمایل داشته باشیم که حالت نابودی آنی را ترجیح دهیم. اما آیا این یک نتیجه عادلانه خواهد بود؟? در اثر, ما پیشنهاد می کنیم که اگر کسی درد و رنجی غیرقابل توصیف را به دیگران تحمیل کند اشکالی ندارد., و سپس بدون مواجهه با عواقب این زندگی را ترک کنید. من فکر می کنم برای همه ما باید کاملاً آشکار باشد که این را نمی توان به عنوان "عدالت" توصیف کرد..

ولی, از سوی دیگر, چگونه می توانیم در قبال عواقب غیر قابل پیش بینی چنین اقداماتی مسئول شناخته شویم? و چگونه می‌توانیم به خاطر اینکه خود را قربانی شرایطی می‌یابیم که خارج از کنترل ماست، سرزنش شویم? آیا تقصیر من است اگر در فقر یا بدرفتاری بزرگ شده باشم و به جنایت یا فحشا روی بیاورم؟: یا اگر در خانواده ای از انسان دوستان ثروتمند بزرگ شده باشم به اعتبار من است?

بیا به آن, چه مسئولیت واقعی می توانم در قبال اتفاقاتی که برای اطرافیانم می افتد داشته باشم? آیا من نگهبان برادرانم هستم؟? این یک انصراف خوب به نظر می رسد: اما در فصل‌های آغازین کتاب پیدایش، خدا کاملاً روشن می‌کند که چنین ادعاهایی پاک نمی‌شوند. دوباره به داستان اصلی قابیل و هابیل نگاه کنید…

مرد حوا همسرش را می شناخت. او حامله شد, و قابیل را به دنیا آورد … دوباره زایمان کرد, به برادر قابیل هابیل. هابیل نگهبان گوسفند بود, اما قابیل کشاورز زمین بود. با گذشت زمان, اتفاقی افتاد که قابیل از میوه زمین برای خداوند قربانی آورد. هابیل نیز مقداری از اولزادگان گله خود و از چربی آن را آورد. خداوند به هابیل و هدیه او احترام گذاشت, اما او به قابیل و هدیه او احترام نمی گذاشت. قابیل خیلی عصبانی بود, و حالت صورتش افتاد. خداوند به قابیل گفت, “چرا عصبانی هستی? چرا حالت صورتت افتاده? اگر خوب عمل کنی, آیا بالا نخواهد رفت? اگر خوب عمل نکنید, گناه پشت در خم می شود. آرزویش برای توست, اما تو باید بر آن حکومت کنی” … این اتفاق زمانی افتاد که آنها در میدان بودند, که قابیل علیه هابیل قیام کرد, برادرش, و او را کشت. خداوند به قابیل گفت, “هابیل کجاست, برادرت?” او گفت, “من نمی دانم. آیا من نگهبان برادرم هستم؟?” یهوه گفت, “چیکار کردی? صدای خون برادرت از زمین به سوی من می گرید. حالا به خاطر زمین لعنت شدی, که دهانش را باز کرده تا خون برادرت را از دست تو بگیرد. از این به بعد, وقتی زمین را کار می کنی, قدرتش را به شما نمی دهد. تو فراری و سرگردان در زمین خواهی بود.” قابیل به یهوه گفت, “مجازات من بزرگتر از آن است که بتوانم تحمل کنم. ببین, امروز مرا از سطح زمین بیرون کردی. من از چهره تو پنهان خواهم شد, و من فراری و سرگردان در زمین خواهم بود. چنین می شود که هر که مرا پیدا کند مرا خواهد کشت.” یهوه بهش گفت, “پس هر که قابیل را بکشد, هفت برابر از او انتقام خواهد گرفت.” خداوند علامتی برای قابیل قرار داد, مبادا هر چیزی که او را پیدا کند، او را نبیند.
(Genesis 4:1-15)

توجه داشته باشید که موضوعی که خداوند برجسته می کند این نبود که چه نوع پیشکشی ارائه شده است, و نه چه کسی اولین کسی بود که آن را ساخت: اما نگرش قلبی که در آن ارائه شد. هابیل سپاسگزار بود و از پیروی از الگوی قابیل خجالت نمی کشید: اما قابیل رقابتی بود و از این که پیشی گرفته بود ناراحت بود. خدا توضیح نداده است که چگونه این امر منجر به تراژدی می شود: اما کاملاً روشن کرد که مشکل او چیست, و نحوه رفع آن.

اما توجه داشته باشید که خدا به دیگران اجازه نمی دهد که نقش او را به عنوان یک قاضی واقعی قلب دیگران غصب کنند. ما در دنیایی به هم وابسته زندگی می کنیم که در آن هستیم, اول از همه, برای انگیزه‌های عمیق‌تر قلب خود و اینکه چگونه بر روابط ما با خدا و انسان تأثیر می‌گذارند، در برابر خدا پاسخگو هستیم, بدون توجه به شباهت ها و تفاوت ها در شرایط شخصی ما.

من هم مقصرم!

من در دوران پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم; همانطور که دشمنان سابق بار دیگر به دنبال دوست شدن بودند. کمیک ها و فیلم ها به طور مرتب «طرف ما» را به تصویر می کشیدند’ به عنوان قهرمانان و دشمن به عنوان تبهکاران غیر اصولی: با این حال، داستان هایی نیز در مورد نمایش انسانیت نجیب توسط افراد از هر دو طرف تقسیم می شد. بنابراین, به عنوان جوانی که هیچ خاطره مستقیمی از جنایات دوران جنگ نداشتم، اکثراً با ایجاد اتحادها و دوستی های جدید، به راحتی روح آشتی را پذیرفتم..

من به ندرت شنیدم که یک بزرگسال درباره جنایاتی که شاهد بوده اند صحبت کند: اما در موارد نادری که کسی این کار را کرد, مثل ریختن یک سوپ در حال جوشیدن ویتریول بود. من به ویژه واکنش یک خانم را به یاد دارم که شوهرش توسط ژاپنی ها شکنجه شده بود; چه زمانی, به عنوان وزیر جوان, من جرات کرده بودم بگویم که عیسی’ فداکاری حتی برای پوشاندن گناهان یک هیتلر کافی بود, آیا توبه می کرد. به او, این انکار کفرآمیز عدالت خدا بود.

من همچنان معتقد بودم که غریزه ام درست بوده است; که هیچ چیز دیگری در تمام آفرینش هرگز نمی تواند بر فداکاری عالی پسر عزیز خدا به عنوان پرداختی بیش از اندازه کافی برای همه بدی هایی که تا به حال بوده یا خواهد بود برتری داشته باشد.. هنوز, من بیشتر شاهد اعماق غیرانسانی بودن بوده ام که ممکن است بشر در آن غرق شود, درک و بخشش برایم سخت تر است.

همانطور که ثروت اوکراین در درگیری فعلی با روسیه بهبود یافته است, افکار و دعاهای من به طور فزاینده ای به این سؤال تبدیل شده است که چگونه می توان طرف های درگیر را آشتی داد; و من شوکه شده ام از اینکه کشف کردم که چقدر تقاضا برای تلافی به قلب من نفوذ کرده است..

من تلاش کرده ام تا جایی که ممکن است قلبی باز نسبت به طرفین داشته باشم, به یاد داشته باشید که چقدر آسان است که به چرخه فریب و انتقام کشیده شوید, وقتی به نظرم می‌رسد که دشمنان «بیابان‌های عادلانه» خود را به دست می‌آورند، خوشحال می‌شوم. من در آن مسیر شیطانی که وجدان انسان در آن به درد می‌آید و نسبت به رنج‌های دیگران بی‌تفاوت می‌شود، فکر کرده‌ام.. و من مسیری را که منجر به درک وحشتناکی می شود دیدم. اگر بفهمی با خون هزاران دستت پوتین یا هیتلر شده ای چه حسی دارد؟? چگونه می توانید امیدوار باشید که جبران کنید? در چه مرحله ای برای توبه دیر شده است?

در نهایت, پاسخ به چنین سوالاتی فراتر از من است: اما من می دانم که در گذشته من افکار و اعمال سیاهی وجود دارد که من به شدت از آنها پشیمان هستم: و من به جرات می گویم که احتمالاً همین امر در مورد شما نیز صدق می کند.

اونوقت چی? آیا ما بهتر از آنها هستیم؟? خیر, به هیچ وجه. زیرا ما قبلاً به یهودیان و یونانیان هشدار داده بودیم, که همه زیر گناه هستند. همانطور که نوشته شده است, “هیچ کس عادل نیست; نه, نه یکی. کسی نیست که بفهمد. هیچ کس دنبال خدا نیست. همه آنها کنار زده اند. آنها با هم بی سود شده اند. کسی نیست که کار نیک انجام دهد, نه, نه, به اندازه یکی”(Rom 3:9-12)

تقصیر واقعی کجاست?

یک حکایت قدیمی هست که می گوید, وقتی آدم سیب را خورد, او خدا را به خاطر ساختن حوا سرزنش کرد: اما حوا مار را سرزنش کرد - و مار پایی برای ایستادن نداشت! این ممکن است باعث خنده چند نفر شود: اما اصل مطلب را از دست می دهد. مار در واقع وسوسه خود را با ادعای خدا آغاز کرد, پیش بینی توانایی انسان برای عظمت, به عمد درک کامل خیر و شر را از آدم دریغ می کرد. این یک دروغ کلاسیک از بدترین نوع بود; چون بود تقریبا درسته. آدم قبلاً دسترسی نامحدود به سرچشمه همه دانش - خود خدا - داشت. تنها دانشی که آدم فاقد آن بود، دانش شیطان بود; و تنها کاری که آدم برای عبور از آن مرز سرنوشت‌ساز لازم بود، انجام کاری بود که خود شیطان انجام داده بود, با انتخاب منفعت شخصی خود به جای دوست داشتن و اعتماد به کسی که او را ساخته است.

بر اساس طرز تفکر پیچ خورده شیطان, برای اینکه واقعاً «خداگونه» باشد، باید توانایی سرپیچی از خواست خدا را داشته باشد. شاید, همانطور که دیگران انجام داده اند, او تصور می کرد که خود خدا واقعاً مقصر است. پس از همه, اگر خدا به ما اختیار نداده بود, در وهله اول هرگز مشکلی وجود نداشت, وجود دارد? و خدا باید می دانست که چه اتفاقی خواهد افتاد; پس آیا این خود خدا را منشأ شر نمی کند? به یک معنا, این کاملاً درست است - و خدا آن را انکار نمی کند!

من نور را تشکیل می دهم, و تاریکی ایجاد کند. من صلح میکنم, و بلا ایجاد کند. من یهوه هستم, که همه این کارها را انجام می دهد. (Isa 45:7)

واقعیت این است که خدا لزوما انجام بدی را برای ما ممکن کرد, صرفاً با دادن توانایی انتخاب دوست داشتن یا عدم عشق به ما. با ایجاد نور, خداوند همچنین تاریکی را به عنوان نبود نور تعریف کرد. و به همین ترتیب, با ایجاد فضایل مانند صلح و عشق, شر به طور خودکار به عنوان عدم وجود این چیزها تعریف می شود. اما این خود خدا را بد نمی کند - دور از آن! مقصر واقعی, و تمایز اخلاقی مهم بین شخصیت افراد, به انتخاب هایی که می کنند و انگیزه آن انتخاب ها بستگی دارد. اهتمام اصلی خداوند به سعادت خلقت اوست, صرف نظر از اینکه این ممکن است شخصاً چه هزینه ای برای او داشته باشد: در حالی که ارزش اصلی شیطان این است که با سرپیچی از اراده خدا، خود را برابر با خدا اعلام کند.

همانطور که برای ما, ما با پیروی از قوانین خدا شروع کردیم: اما پس از آن به یک زندگی با نفع شخصی اغوا شدند; هنوز در آرزوی فضیلت است: اما زندانی به خواسته های طبیعی ما.

زیرا من کار خوبی را که می خواهم انجام نمی دهم, اما بدی را که نمی‌خواهم انجام دهم، این کار را ادامه می‌دهم. … زیرا در وجودم از شریعت خدا لذت می برم; اما می بینم که قانون دیگری در من کار می کند, به جنگ با قانون ذهنم می پردازد و مرا اسیر قانون گناه می کند که در درون من کار می کند. چه مرد بدبختی هستم! چه کسی مرا از این بدنی که در معرض مرگ است نجات خواهد داد? (Rom 7:19,22-24)

باک اینجا متوقف می شود

پس کجا انجام می دهد باک استاپ و چگونه می توانیم از مجازاتی که مستحق آن هستیم و میراث گناه خود رهایی پیدا کنیم? در صلیب! این نقطه ای است که خداوند در آن است, در شخص عیسی, رسماً مسئولیت نهایی را بر عهده گرفت و عواقب تمام شرارت هایی را که تا به حال مرتکب شده بود متحمل شد..

اینجا تنها جایی است که همه محکوم می شوند, همه را می توان بخشید; و هیچ کس نمی تواند در برابر دیگری قضاوت کند. به ویژه به تعالیم عیسی در مورد بنده نابخشود توجه کنید…

بنابراین ملکوت آسمان مانند یک پادشاه معین است, که می خواست با بندگانش حساب باز کند. وقتی شروع به آشتی کرده بود, یکی را نزد او آوردند که ده هزار استعداد به او بدهکار بود. اما چون نمی توانست پرداخت کند, پروردگارش دستور داد که او را بفروشند, با همسرش, فرزندانش, و همه چیزهایی که داشت, و پرداخت انجام شود. پس خادم به زمین افتاد و در برابر او زانو زد, گفتن, «پروردگارا, با من صبر داشته باش, و من همه شما را جبران خواهم کرد!’ ارباب آن بنده, با شفقت حرکت می کند, او را آزاد کرد, و قرض او را بخشید. “اما آن خادم بیرون رفت, و یکی از هم خدمتکارانش را پیدا کرد, که صد دینار به او بدهکار بود, و او را گرفت, و گلویش را گرفت, گفتن, آنچه را که مدیونی به من بپرداز!’ “پس خدمتکار همکارش به پای او افتاد و از او التماس کرد, گفتن, «با من صبور باش, و من جبران خواهم کرد!’ او نمی خواهد, اما رفت و او را به زندان انداخت, تا آنكه آنچه را كه واجب است پس بدهد. پس وقتی هم خدمتکارانش دیدند که چه شده است, آنها به شدت متاسف بودند, و آمدند و آنچه را که انجام شد به اربابشان گفتند. سپس ارباب او را فرا خواند, و به او گفت, «ای بنده بدکار! من تمام آن بدهی را بخشیدم, چون به من التماس کردی. آیا نباید به همنوع خود رحم می کردی؟, هر چند به تو رحم کردم?’ اربابش عصبانی بود, و او را به دست شکنجه گران سپرد, تا آنكه تمام آنچه را كه بر عهده او بود بپردازد. پدر آسمانی من نیز با شما چنین خواهد کرد, اگر هر کدام برادر خود را از صمیم قلب به خاطر گناهانش نبخشید.” (Mat 18:23-35[/]x)

صلیب تخت فیض خداست, جایی که همه ممکن است بخشش پیدا کنند. اما با تنظیم خودمان برای قضاوت در مورد ارزش افراد دیگر’ روح ها, ما همان رحمتی را که برای خود میل می کنیم انکار می کنیم. بلکه, ما باید از دستورات خدا پیروی کنیم تا جامعه عشق او را در زمین مستقر کنیم. و, به این منظور, ما باید همیشه مراقب هر فرصتی برای کمک و تشویق دیگران به تجربه بیشتر عشق به خدا باشیم. (همچنین ببینید نه. 18:2-32 & 33:2-20.)

سایر ضمائم را ببینید …

پیام بگذارید

شما همچنین می توانید ویژگی نظر به سوال شخصی بپرسم استفاده: اما اگر چنین است, لطفا جزئیات ارتباط و / یا دولت به وضوح اگر شما هویت شما مایل به عموم منتشر شود.

لطفا توجه داشته باشید: نظرات همیشه قبل از انتشار تعدیل; بنابراین بلافاصله ظاهر نمی شود: اما نه می شود آنها شود نامعقول نکردن.

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)