آیا یک مسیحی واقعی ناتوان از گناه است?

برخی از یوحنای رسول نقل می کنند (1یوحنا 3:9) استدلال کنید که اگر کسی دوباره گناه کند، ثابت می کند که یک مسیحی واقعی نیست. این آموزه به عنوان «کمال گرایی بدون گناه» شناخته می شود.’ اما آیا این همان چیزی است که عیسی – یا حتی جان – واقعا آموزش داد?

برای بازگشت به «آیا ما هیچ اشتباهی نکنیم» اینجا را کلیک کنید?, و یا در هر یک از موضوعات دیگر در زیر:

یوحنای رسول در اولین رساله خود, یکی از سه نفری که عیسی را تشکیل دادند’ درونی ترین دایره, در مورد عیسی بیانیه دراماتیک زیر را بیان می کند:

شما می دانید که او نازل شد تا گناهان ما را بزداید, و در او گناهی نیست. هر که در او بماند گناه نمی کند. هر که گناه کند او را ندیده است, هیچ کدام او را نمی شناسد. بچه های کوچک, هیچ کس شما را گمراه نکند. کسی که عمل صالح انجام دهد عادل است, حتی همانطور که او عادل است. کسی که گناه می کند از شیطان است, زیرا شیطان از ابتدا گناه کرده است. بدین منظور پسر خدا نازل شد, تا کارهای شیطان را از بین ببرد. هر که از خدا زاده شود گناه نمی کند, زیرا بذر او در او باقی می ماند; و او نمی تواند گناه کند, زیرا او از خدا متولد شده است. در این، فرزندان خدا آشکار می شوند, و فرزندان شیطان. هر که عمل صالح انجام ندهد از خدا نیست, و نه کسی که برادرش را دوست ندارد. (1Jn 3:5-10)

جدا بخوانید, به نظر می رسد این نقل قول نشان می دهد که یک مسیحی, زمانی "از خدا متولد شد".,’ قادر به انجام هیچ گناه دیگری نیست; به طوری که, اگر گناه کنند, این نشان می دهد که آنها هنوز واقعاً دوباره متولد نشده اند و هنوز "فرزندان شیطان" هستند.’

این چیزای ترسناکه. گزارش شده است که اولین امپراتور مسیحی, کنستانتین, عمداً غسل تعمید خود را به تأخیر انداخت تا زمانی که در بستر مرگ بود، از ترس اینکه مبادا دوباره قبل از مرگش گناه کند.. و ترس های مشابه ممکن است در پس اهمیت درک شده در برخی از محافل انجام «آخرین مناسک» نهفته باشد.’ قبل از مرگ یک مسیحی.

بیشتر مسیحیان اعتراف می کنند که بیشتر می شوند, به جای کمتر, پس از سپردن زندگی خود به عیسی، از خطاهای خود آگاه می شوند. اما کسانی نیز هستند که گزارش می دهند که به نقطه تسلیم عمیق در برابر عیسی رسیده اند; در این مرحله سبک زندگی گناه آلود گذشته آنها دیگر هیچ جذابیتی ندارد. حتی همینطور, بیشتر اینها تا آنجا پیش نمی روند که ادعا کنند از گناه ناتوان شده اند. اما برخی, این کلمات را به صورت اسمی در نظر بگیرید و بخواهید آنها را به سادگی به عنوان کلام خدا بپذیرید, آنها را به این معنا تفسیر کنید که یک شخص واقعاً فرزند خدا نیست (یعنی. یک "دوباره متولد شده"’ مسیحی) تا زمانی که به جایی برسند که دیگر قادر به گناه نباشند.

این دیدگاه, معروف به "کمال بی گناه",’ بیشتر به عنوان بدعت توسط کاتولیک ها محکوم می شود, ارتدوکس و پروتستان به طور یکسان. اما بعد, چرا جان می گوید چه می کند? آیا او به کمال بدون گناه اعتقاد داشت؟? آیا او به سادگی نتوانست منظور خود را روشن کند? اگر شروع به رد کردن یا رقیق کردن خودسرانه آن تکه‌های کتاب مقدس کنیم که به نظر ما خیلی سخت است, ما روی زمین خطرناکی قدم می زنیم.

پیام جان

آیا وقتی این کلمات را به تنهایی می خوانیم چیز مهمی را از دست می دهیم؟? اگر نامه اول جان را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم، خواهیم دید که پیام او در واقع بسیار دقیق تر از آن چیزی است که برخی تصور می کنند.

این پیامی است که از او شنیده ایم و به شما اعلام می کنیم, که خدا نور است, و در او هیچ تاریکی نیست. اگر بگوییم با او معاشرت داریم و در تاریکی راه می رویم, ما دروغ می گوییم, و حقیقت را نگو. اما اگر در نور راه برویم, همانطور که او در نور است, ما با هم رفاقت داریم, و خون عیسی مسیح, پسرش, ما را از هر گناهی پاک می کند. (1یوحنا 1:5-7)

اول از همه, توجه داشته باشید که یوحنا برای هموطنان مسیحی می نویسد, ما را ترغیب می کند که در نور راه برویم.’ اگر انجام دهیم, او به ما اطمینان می دهد که عیسی’ خون ما را از هر گناهی پاک می کند. اما بعد این را می گوید:

اگر بگوییم گناه نداریم, خودمان را گول می زنیم, و حقیقت در ما نیست. (1Jn 1:8)

جان تأکید می کند که اگر بگوییم گناهی نداریم, خودمونو گول میزنیم (به معنای واقعی کلمه, "بیراهه رفتن"). زمان ها در اینجا مهم هستند. 'بگو’ از یک زمان یونانی به نام "aorist" استفاده می کند’ در «فرض»’ (مشروط) خلق و خوی; که از تعیین اینکه آیا یک عمل گذشته است یا خیر اجتناب می کند, حال یا آینده (به طور بالقوه می تواند یکی یا همه اینها باشد). از سوی دیگر, 'داشتن’ و "فریب دادن’ در زمان حال هستند. پس این آیه به ما می‌گوید که گفتن گناه نداریم، خودفریبی است; آیا این چیزی است که ما در گذشته گفته ایم, یا الان بگو, یا ممکن است در آینده ادعا کند. اما جمله بعدی جان به ما اطمینان می دهد, با وجود این, ما می توانیم با وجدان پاک در برابر خدا زندگی کنیم.

اگر به گناهان خود اعتراف کنیم, او امین و عادل است تا گناهان ما را ببخشد, و ما را از هر بی عدالتی پاک کند. (1Jn 1:9)

اینجا, اعتراف کن’ در زمان حال است: اما "ببخش"’ و "پاک کردن".’ هر دو فاعل آئوریست هستند. بنابراین, هر لحظه که به گناهان خود نزد خدا اعتراف کنیم, ما بخشش و پاکی را دریافت می کنیم که گناه آن گناهان گذشته را می پوشاند; و این کار را هم اکنون و هم برای آینده انجام می دهد. اما این هنوز به این معنی نیست که ما هرگز می توانیم ادعا کنیم که هرگز گناه نکرده ایم:

اگر بگوییم گناه نکرده ایم, ما او را دروغگو می کنیم, و کلام او در ما نیست. (1Jn 1:10)

در این جمله پایانی فصل, 'بگو’ دوباره یک فاعل آئوریست است و «ساخت’ و 'است’ زمان حال هستند. جان قبلاً به ما هشدار داده است, اگر روزی بگوییم, ما گناهی نداریم,’ خودمونو گول میزنیم. اما در این هشدار مکرر یک تفاوت مهم وجود دارد. "گناه کرد’ در زمان کامل است, نشان دهنده عملی است که تکمیل شده و اکنون در گذشته است. این یک احتمال مهم را باز می گذارد. همه ما در گذشته گناه کرده ایم; اگر روزی انکار کنیم که در زندگی خود مشکل گناه داریم, پس خودمان را گول می زنیم. ولی – آیا ممکن است ما دیگر هرگز گناه نکنیم؟? اینجا, تمرکز استدلال جان به سمت آینده تغییر می کند. او سپس ادامه می دهد…

بچه های کوچک من, من این چیزها را برای شما می نویسم تا گناه نکنی. اگر هر کسی گناه کند, ما یک مشاور با پدر داریم, عیسی مسیح, صالحان. و او قربانی کفاره گناهان ماست, و نه فقط برای ما, بلکه برای تمام دنیا. اینگونه می دانیم که او را می شناسیم: اگر دستورات او را حفظ کنیم. یکی که میگه, “من او را می شناسم,” و احکام او را رعایت نمی کند, دروغگو است, و حقیقت در او نیست. اما هر که به قولش عمل کند, محبت خدا قطعاً در او کامل شده است. اینگونه می دانیم که در او هستیم: کسی که می‌گوید در او می‌ماند، باید خودش هم مانند او راه برود. (1Jn 2:1-6)

عبارت «تا گناه نکنی,’ به وضوح نشان می دهد که یحیی می خواهد همتایانش از گناه اجتناب کنند: در حالی که ‘اگر هر کسی گناه کند’ به همان اندازه به وضوح تصدیق می کند که ممکن است. هر دو این عبارات از افعال آئوریست استفاده می کنند: در حالی که «ما یک مشاور داریم,’ و او قربانی کفاره است’ در زمان حال هستند. جان این ایده را بیان می کند که, صرف نظر از اینکه چه زمانی ممکن است وسوسه شویم, ما نباید گناه کنیم: اما اگر انجام دهیم, عیسی درمان فوری ما است. اما توجه کنید که می گوید, "اگر:’ نه "وقتی".’ یوحنا نمی خواهد که گناهان را اجتناب ناپذیر بدانیم. بلکه, او ما را ترغیب می کند که بر رابطه خود با عیسی تمرکز کنیم, به طوری که عدالت و محبت نتیجه اجتناب ناپذیر و گناهان استثنایی نادر و ناخواسته باشد.

آن آیه مشکل

در چارچوب همین تعلیم قبلی است که جان سرانجام بیانیه ای را که قبلاً ذکر شد بیان می کند.

شما می دانید که او نازل شد تا گناهان ما را بزداید, و در او گناهی نیست. هر که در او بماند گناه نمی کند. هر که گناه کند او را ندیده است, هیچ کدام او را نمی شناسد. بچه های کوچک, هیچ کس شما را گمراه نکند. کسی که عمل صالح انجام دهد عادل است, حتی همانطور که او عادل است. کسی که گناه می کند از شیطان است, زیرا شیطان از ابتدا گناه کرده است. بدین منظور پسر خدا نازل شد, تا کارهای شیطان را از بین ببرد. هر که از خدا زاده شود گناه نمی کند, زیرا بذر او در او باقی می ماند; و او نمی تواند گناه کند, زیرا او از خدا متولد شده است. در این، فرزندان خدا آشکار می شوند, و فرزندان شیطان. هر که عمل صالح انجام ندهد از خدا نیست, و نه کسی که برادرش را دوست ندارد. (1Jn 3:5-10)

مشکل خاص در اینجا آیه است 9 (به صورت پررنگ نشان داده شده است), زیرا ظاهراً اصرار دارد که گناه برای کسی که اصیل است غیرممکن است, دوباره متولد شد’ مسیحی. با این حال، مطمئناً این تجربه اکثر مسیحیان امروزی نیست. به نظر نمی‌رسد با آنچه که جان در قسمت‌های قبلی نامه‌اش گفت، همخوانی داشته باشد; جایی که او در تلاش است تا به این نکته اشاره کند که عیسی چاره ای ارائه می دهد اگر ما گناه می کنیم.

بسیاری از ترجمه های مدرن این آیه را با استفاده از عباراتی مانند “عادتا مرتکب گناه نمی شود” و “نمیشه به گناه ادامه داد” برخی دیگر از تبیین کنندگان آیه را با گفتن این که جدید است توضیح می دهند, طبیعت روحانی که از طریق تولد جدید در ما شکل گرفته است، از گناه ناتوان است: اما گناه هنوز می تواند از قدیم ما ناشی شود, طبیعت نفسانی, که تا مرگ حفظ می کنیم. به نظر می رسد این توضیحات منطقی تر است: اما ما هنوز در حال پرسیدن هستیم, “چرا جان منظور خود را واضح تر بیان نکرد?”

اهمیت چشم انداز

نامه های جان, احتمالاً با کمک همان شاگردان یونانی زبان که به او در ضبط انجیل کمک کردند (ببینید Jn 21:24), معمولاً در کاربرد قواعد دستور زبان یونانی بسیار خاص هستند, اغلب حقایق عمیق را با کلمات بسیار کم بیان می کند. (Jn 1:1 یک نمونه کلاسیک است) بنابراین, وقتی به یک بیانیه اعتقادی مهم نگاه می کنیم 1Jn 3:9, ما باید بپرسیم که آیا این احتمال وجود دارد که معنای جان را کاملاً درک نکنیم؟, به جای اینکه جان با خودش تناقض داشت.

تحقیقات اخیر منجر به افزایش درک این موضوع شده است که تفاوت های اساسی در نحوه تشکیل افعال یونانی عهد جدید در مقایسه با انگلیسی و بسیاری از زبان های دیگر وجود دارد.. به زبان انگلیسی, افعال بر اساس زمان سازماندهی می شوند, که در درجه اول وابسته به زمان هستند. اگرچه افعال یونانی دارای زمانی هستند که ما آن را زمان می نامیم, آنها دقیقاً با سیستم زمان های ما مطابقت ندارند و همیشه دقیقاً زمان وقوع یک عمل را مشخص نمی کنند. اما یونانی افعال اضافی دارد, در انگلیسی یافت نشد, که بیانگر چیزی است که امروزه محققان آن را «جنبه» می نامند.’ این درک بهبود یافته از اهمیت جنبه در یونانی عهد جدید راه حل بالقوه ای برای مشکل این آیه ارائه می دهد..

امروزه جنبه برای تعریف دیدگاهی که از آن یک عمل انجام می شود درک می شود, رویداد یا فرآیند در حال توصیف است. آیا از یک "خارجی" است’ چشم انداز, به دنبال توصیف رویداد یا فرآیند به عنوان یک کل است: یا از یک «داخلی» است’ چشم انداز, جایی که ناظر تنها بخشی از یک فرآیند بزرگتر را می بیند? جنبه خارجی "کامل" نامیده می شود,’ و درونی «ناکامل».’ (این جنبه ها را نباید با "کامل" اشتباه گرفت’ و "ناقص".’ زمان ها - حتی اگر, از دیدگاه زمانی, آنها اغلب ارتباط نزدیکی دارند.) اما یک شکل فعل اضافی وجود دارد, برخی از آنها به عنوان "ترکیبی" یاد می کنند’ و دیگران به عنوان "ایستا".,’ که به طور فزاینده ای تصور می شود که جنبه سومی را نشان می دهد, با معنایی که ترکیبی از کمال و ناقص است. در جنبه ثابت, «کنش کلامی به اندازه ای از کامل بودن درک می شود (بدون توجه به زمان) که وضعیتی را به همراه دارد که هنوز در حال آشکار شدن است, با تاکید بر دومی.’1

با در نظر گرفتن این موضوع, بیایید با دقت بیشتری به آیه نگاه کنیم 9:

هر کسی متولد شد از خدا (انجام می دهد) نه تولید کنند (آ) گناه, زیرا بذر او باقی می ماند در او; و (او / آن است) نه توانمند شده است گناه کردن, چون او متولد می شود از خدا. (1Jn 3:9)

در بالا, من در ابتدا ترجمه تحت اللفظی تری را پذیرفتم, جایگزین کردن “تولید کنند (آ) گناه” برای “مرتکب گناه” زیرا فعل یونانی «ποιέω» است’ (به معنای "ساختن", 'تولید’ یا "انجام دهید".’ به عنوان یک عمل واحد), به جای ‘πράσσω’ (به معنای عمل معمولی یا مکرر است); و "گناه".’ به صورت مفرد است. (یونانی حرف نامعینی ندارد; بنابراین گنجاندن یا حذف آن در انگلیسی بستگی به زمینه دارد.) بیان را هم گسترش دادم, “او نمی تواند گناه کند;” اولا, زیرا در واقع شامل دو فعل است (“توانمند شده است” و “گناه کردن”) و, دوما, زیرا متن در واقع حاوی ضمیر شخصی نیست, "او"; به طوری که “توانمند شده است” ممکن است به شخص یا بذر اشاره داشته باشد.

این به ما شش فعل می دهد (خط کشی کرد): “متولد شد,” “تولید کنند,” “باقی می ماند,” “توانمند شده است,” “گناه کردن” و “متولد می شود.”2 در حال حاضر, “تولید کنند,” “باقی می ماند,” “توانمند شده است” و “گناه” همه در زمان حال هستند, با یک جنبه ناقص. اما وقتی “متولد شد” استفاده می شود - علیرغم اینکه اولین اتفاق مفرد است و آخرین اتفاق سوم شخص مفرد است - هر دو در زمان کامل بیان می شوند., اما با یک جنبه ثابت. پس این به چه معناست?

جنبه ثابت به ما می گوید که باید تصویر بزرگ را در ذهن داشته باشیم, حتی اگر در حال حاضر توجه خود را روی یک جنبه خاص از آن تصویر متمرکز کرده ایم. در همین حال زمان کامل به ما می گوید که این جنبه خاص چیزی است که قبلاً اتفاق افتاده است; اما با اثر مداوم. بنابراین جان به این نکته اشاره می کند که زاده شدن از خدا چیزی است که قبلاً اتفاق افتاده است; و با این حال او از ما می خواهد که به خاطر داشته باشیم که جنبه های خاصی از آن رویداد هنوز در حال آشکار شدن است.

حال وقتی در نظر بگیریم که معنی فعل یونانی به عنوان ترجمه شده است “متولد شد” فقط لحظه تولد را توصیف نمی کند, بلکه کل فرآیند تولید مثل (تولید کسی که فرزند پدر و مادر است), مفاهیم این انتخاب زمان ها و جنبه ها شروع به معنا می کند. یک نوزاد بلافاصله شبیه والدینش به نظر نمی رسد و رفتار نمی کند. در واقع, وقتی جوان, یک کودک به احتمال زیاد عصبانی می شود و کارهای زیادی انجام می دهد تا او را ناراحت کند! اما همانطور که کودک بالغ می شود, والدین انتظار دارند که احساس مسئولیت در حال رشد را ببینند, با صفاتی در حال ظهور که منعکس کننده شخصیت والدین است. (اگر این اتفاق در یک بازه زمانی معقول شروع نشود، ممکن است صحبت از انجام آزمایش DNA باشد!)

از سوی دیگر, استفاده از جنبه ناقص با “تولید کنند,” “باقی می ماند,” “توانمند شده است” و “گناه” به ما هشدار می دهد که این آیه تنها بخشی از تصویر را در نظر می گیرد نه کل فرآیند را; در حالی که زمان حال به ما می گوید که ما با چیزی سروکار داریم که اکنون در حال وقوع است. این نشان می دهد که تمرکز یوحنا در اینجا بر این است که چگونه و چرا گناه ممکن است در یک نمونه خاص رخ دهد یا نه, به جای تصویر بزرگتر از چگونگی انتشار گناه و نتیجه نهایی آن. به همین دلیل, احتمالاً مناسب‌تر است که به تولید «گناه» فکر کنیم’ به جای تولید "گناه".’

یک ویژگی جالب دیگر این افعال وجود دارد. هر دو وقوع «متولد است’ در چیزی به نام "صدای منفعل" هستند. یعنی یه چیزی (روند تولد) با فرد انجام می شود. “تولید کنند,” “باقی می ماند” و “گناه” همه در صدای فعال هستند;’ به این معنی که آنها چیزی را توصیف می کنند که موضوع (شخص یا "دانه") انجام می دهد. ولی “قادر است” در صدای میانی است.’ این برای نشان دادن یک موقعیت میانی استفاده می شود که در آن سوژه به نوعی در انجام عمل نیز دخالت دارد. در این مورد, این نشان می دهد که کاملاً صحیح نیست که ادعا کنیم ناتوانی در گناه به واسطه حضور صرف "ذره" بر شخص تحمیل می شود.:’ بلکه آن شخص نیز نقشی برای بازی کردن دارد. در اثر, او به سادگی قادر به گناه نیست; اما ترجیح می دهد این کار را انجام ندهد.

بررسی مجدد وضعیت

بیان معنای ضمنی همه این جنبه های یونانی در ترجمه انگلیسی آن بسیار دشوار است 1Jn 3:9 بدون استفاده از کلمات مختلف یا افزودن عبارات توضیحی. اما یک رندر کامل تر, با توضیحات برای انعکاس '[جنبه]’, '{صدا}’ و '(کلمات ضمنی)', ممکن است چیزی شبیه به این بخواند:

هر کسی متولد شد [برای تبدیل شدن به یک کودک کامل] از خدا (انجام می دهد) نه تولید کنند (آ) گناه [در یک شرایط معین], چون او (یعنی, مال خدا) دانه باقی می ماند در او; و او/آن (است) نه [در آن شرایط] توانمند شده است {یا با انگیزه شخصی} گناه کردن, چون او متولد می شود [بچه بودن] از خدا.

دو سوال اصلی باقی می ماند:

  1. بذر چیست?
  2. چه می کند “تولید کنند (آ) گناه” میانگین?

بذر چیست?

کلمه یونانی برای "دانه".’ اسپرم است’ و در لغت به معنای اسپرم است’ (از حیوانات) یا "دانه"’ (از گیاهان). این چیزی است که به وسیله آن ویژگی های والدین به زندگی جدیدی که او آغاز می کند، منتقل می شود. (به طور ضمنی, همچنین می تواند به معنای "فرزندان" باشد,’ اگرچه در اینجا قابل اجرا نیست.) در این مورد, ایده غالب این است که «ذریت خدا» است,’ انتقال ماهیت خود خدا به فرزند دوباره متولد شده خدا.

در مثل بذر افشان (Lk 8:5-15), عیسی این دانه را «کلام خدا» معرفی می‌کند;’ و توضیح می دهد که چگونه رشد آن دانه به کیفیت خاک بستگی دارد (انواع مختلف مردم) که در آن می افتد. آیا کلام خدا فاسد است یا می تواند گناه کند? قطعا نه! و در باب آغازین انجیل او, جان یک قدم جلوتر می رود, شناسایی عیسی به عنوان «کلام خدا».,’ و می گوید کسانی که او را می پذیرند پسران خدا می شوند (Jn 1:1,12 & 14). Then Jesus, at the last supper, explains that the Holy Spirit will come to dwell in them (Jn 14:17), با وظیفه خاص دریافت عیسی’ کلمات و آشکار کردن آنها برای ما (Jn 16:12-14). آیا عیسی یا روح القدس می توانند گناه کنند؟, یا فسادپذیر هستند? از نو, قطعا نه! پس «ذریت خدا».,’ به هر حال ما آن را تفسیر می کنیم, فساد ناپذیر است.

چه می کند “تولید کنند (آ) گناه” میانگین?

گناه چگونه تولید می شود? بیایید با بررسی چگونگی توضیح جیمز این را شروع کنیم.

هیچ کس وقتی وسوسه می شود نگوید, “من مورد وسوسه خدا هستم,” زیرا خدا را نمی توان با شر وسوسه کرد, و خودش کسی را وسوسه نمی کند. اما هر کدام وسوسه می شوند, هنگامی که او توسط شهوت خود به سوی خود کشیده می شود, و اغوا کرد. سپس شهوت, وقتی آبستن شد, خرس ها (آ) گناه; و گناه, وقتی کامل شد, مرگ را به وجود می آورد. (Jas 1:13-15)

بنابراین, به گفته جیمز, این روند با خواسته های طبیعی آغاز می شود ("شهوت خودش") که انسان را به انحراف از خواست خدا ترغیب می کند. اگر مجاز به «باردار شدن» باشد’ سپس شهوت گناه ایجاد می کند. (کلمه "تصور کردن".’ حاکی از آن است که شهوت را می گیرد’ و 'پیوستن با’ شخص; یعنی. فرد تسلیم وسوسه می شود.) بنابراین, این شهوت است که روند منتهی به گناه را آغاز می کند; حتی اگر شخص نیز مسئول رضایت خود باشد.

مهم است که بدانیم مسیحیان حتی پس از تبدیل شدن به ایمان همچنان به تجربه این خواسته های طبیعی ادامه می دهند (برای مثال ببینید, 1Cor 7:2-5). این شهوات نیز محدود به امیال جسمانی نیستند:

دوست نداشته باش3 جهان, نه چیزهایی که در دنیاست. اگر کسی دنیا را دوست دارد, محبت پدر در او نیست. برای تمام آنچه در جهان است, شهوت جسم, شهوت چشم, و افتخار زندگی, مال پدر نیست, اما مال دنیاست. دنیا با شهواتش در حال گذر است, اما کسی که اراده خدا را انجام می دهد تا ابد باقی می ماند. (1Jn 2:15-17)

همه مسیحیان در معرض وسوسه هستند, همانطور که عیسی بود. ما این روند را آغاز نمی کنیم: تا زمانی که ما در دنیا زندگی می کنیم همیشه وجود دارد. پس گناه «تولید می شود».’ با خواسته های طبیعی: اما بین میل و گناه یک مرحله اساسی وجود دارد که در آن یا باید به میل گناه آلود تسلیم شویم یا به خواست خدا. تفاوت حیاتی برای مسیحیان در حضور بذر ساکن خدا نهفته است, که دائماً به ما انگیزه می دهد تا قلب و ذهن خود را بر اراده و راه های خدا متمرکز کنیم. ما در مقاله ای دیگر به بررسی دقیق تری در مورد نحوه کارکرد آن خواهیم پرداخت.

پس این آیه به ما چه می گوید?

  1. اگر انسان از خدا زاده شده باشد, سپس روندی آغاز شده است که باید ما را به سمت یک سبک زندگی در نهایت بدون گناه سوق دهد, زیرا بذر خدایی که در درون ما کاشته شده است نمی تواند نتیجه دیگری را بپذیرد. بنابراین, در طول زمان, باید انتظار داشت که میل به تقدس افزایش یابد و از شدت و فراوانی اعمال گناه کاسته شود.
  2. هنگام مشاهده خودمان, یا دیگران, در حال حاضر با وسوسه مبارزه می کند، باید به خاطر داشته باشیم که اینها بخشی از فرآیندی هستند که در آن, به عنوان "دانه"’ از خدا (حرف او, حضور و طبیعت) باقی می ماند و در درون ما رشد می کند, وسوسه قدرت خود را از دست می دهد. بنابراین اگر به گناه افتادیم، باید بدانیم که خدا هنوز با ما تمام نشده است. اعتراف کن, به سوی او بازگردید و پیروزی نهایی تضمین شده است.
  3. که اراده ما مهم است. این "دانه" است’ خدا در درون ما - نه قدرت اراده ما - که ما را از گناه باز می دارد: اما می توانیم فعالیت آن را تشویق یا مانع شویم.
  4. اگر ما از رشد ماهیت خدا در درون ما آگاه نباشیم, ما را از گناه دور می کند و به خدا نزدیک می کند, سپس نوبت به آزمایش DNA معنوی می رسد!

بازگشت به خلاصه / ادامه مطلب…

مقالات مفید

وقتی روح می گوید نه’ توسط ری سی. استدمن. https://www.raystedman.org/new-testament/1-john/when-the-spirit-says-no

1 جان 3:9 – نکته ای که اغلب نادیده گرفته می شود’ توسط جانی استرینگر, در «نگهبان حقیقت»’ XXXII: 6, ص. 174; مارس 17, 1988. http://www.truthmagazine.com/archives/volume32/GOT032084.html

"معنای 1 جان 3:9’ توسط مایرون جی. هاتون, Ph.D., Th.D. در منبر ایمان’ (حوزه علمیه باپتیست ایمان, آنکنی, آیووا), نوامبر - دسامبر 2005. https://www.faith.edu/2005/11/the-meaning-of-1-john-39/

«هیچ‌کس مولود خدا گناه نمی‌کند’ نوشته جان پایپر در «خواستن خدا»; مارس 9, 2008. https://www.desiringgod.org/messages/no-one-born-of-god-makes-a-practice-of-sinning

«زمان‌ها توضیح داده شد – معانی اساسی هر زمان یونانی’ توسط دکتر. جان بچتل, در «کارگاه آموزشی Word – ایندیاناپولیس – 16 مارس, پروژه ازرا. (N.B. این مقاله تحقیقات اخیر در مورد جنبه های فعل را مورد بحث قرار نمی دهد; برای آن به پاورقی مراجعه کنید 1 زیر) https://www.ezraproject.com/greek-tenses-explained/

پاورقی ها

  1. نقل قول:
    گریگوری آر. لنیر, (استادیار عهد جدید, حوزه علمیه اصلاح شده, اورلاندو). از مقاله او نقل شده است, یونانی خود را تیز کنید: آغازی برای معلمان و کشیشان کتاب مقدس در مورد تحولات اخیر, با ارجاع به دو گرامر متوسط ​​جدید’ در "ایمان اصلاح شده". & تمرین کنید’ جلد. 1, Iss.3. https://journal.rts.edu/article/sharpening-your-greek-a-primer-for-bible-teachers-and-pastors-on-recent-developments-with-reference-to-two-new-intermediate-grammars-part-i/. این مقاله حاوی خلاصه بسیار مفیدی از تحولات اخیر در درک کوئینه است (عهد جدید] یونانی, با جزئیات بسیار بیشتر, توضیحات و ارجاعاتی که من در اینجا می توانم ارائه دهم, و من آن را به توجه شما توصیه می کنم.↩
  2. جزئیات این افعال به شرح زیر است:
    “متولد شد” – اسمی مفرد مذکر, مفعول کامل, جنبه ایستایی.
    “تولید کنند” – 3نفر سوم مفرد, Present Active Indicative, جنبه ناقص.
    “باقی می ماند” – 3نفر سوم مفرد, Present Active Indicative, جنبه ناقص.
    “توانمند شده است” – 3نفر سوم مفرد, نشانگر میانی حاضر, جنبه ناقص.
    “گناه کردن” – Present Active Infinitive, جنبه ناقص.
    “متولد شده است” – 3نفر سوم مفرد, کامل منفعل نشانگر, جنبه ایستایی. ↩
  3. معنی "عشق".’
    فقط به این دلیل که عاشق طبیعت هستید نگران نباشید. زبان یونانی کلمات زیادی برای "عشق" دارد:’ اما آنچه در این آیه است «اگاپه» است’ – بالاترین, فداکارانه ترین شکل. البته قرار است ما از خلقت شگفت انگیز خدا عمیقا قدردانی کنیم و آن را ارزشمند بدانیم! اما ما هرگز نباید اجازه دهیم, یا هر عشق دیگری, جای عشق ما به خود خالق را بگیر. ↩