تاپواچ چیست؟?

(فهرست شده در زیر گمانه زنی)

کوین
16 ژوئیه 2020 (اصلاح شده 24 آوریل 2022)

N.B. این صفحه هنوز یک ندارد “ساده انگلیسی” نسخه. ترجمه خودکار بر روی متن اصلی انگلیسی بر اساس. آنها ممکن است شامل خطاهای قابل توجهی.

Theخطر خطا” امتیاز از ترجمه است: ????

Theتاپواچ‘ (سیب عبری) مستقیماً به عنوان میوه یا درخت نامیده می شود 6 بارها در عهد عتیق; از زمان سلیمان شروع شد; با 4 ارجاعات در آهنگ Solomon, یکی در ضرب المثل ها و دیگری در جوئل. با این حال, همچنین لازم به ذکر است که چندین نام مکان مربوط به زمان خروج وجود دارد که ممکن است به خوبی با این میوه مرتبط باشد.: ‘تاپواچ‘ (Joshua 12:17, 15:34, 16:8 & 17:8), ‘بث تاپواخ‘ (خانه از ‘تاپواچ', Joshua 15:53) و ‘ان تاپواچ‘ (بهار از ‘تاپواچ', Joshua 17:7). معمولاً به عنوان "اپل" ترجمه می شود.’ ولی, همانطور که دایره المعارف یهودی تصدیق می کند, درباره صحت ترجمه از “تاپوآخ” بین گیاه شناسان و زبان شناسان اختلاف نظر زیادی وجود دارد.’1

در 2012 من یک کتاب نوشتم, ‘دگرگون شده توسط عشق (داستان آواز سلیمان),’ که در آن ترجمه ای از آهنگ را قرار دادم, این نام را به عنوان "زردآلو" ترجمه می کند.’ ولی, در روند آماده سازی یک بازنگری جدید, به این فکر می کردم که آیا من خیلی راحت متقاعد شده ام و باید آن را به سادگی «تاپاچ» بنامم,’ برای انعکاس تردیدهای مداوم در مورد هویت واقعی آن. در نهایت تصمیم گرفتم که قبل از تصمیم گیری باید آخرین شواهد موجود را دوباره ارزیابی کنم.

چرا اپل نیست?

«سیب’ بوده است به معنای عمومی قابل درک از ‘تاپواچ‘ در عبری از دوره میشنائیک (10-220الحاق), هنگامی که سنت های شفاهی فریسیان از زمان دوم (و نهایی) معبد در حال رسمی شدن بود. اما معنای آن قبل از این مورد تردید جدی است. مشکلات اولیه هستند:

  • چیزی که ما به آن «سیب» می گوییم’ گونه های اهلی شده ای هستند که از هیبریداسیون گونه ها به دست می آیند, مالوس سیورسی (که در مناطق معتدل تر آسیای مرکزی سرچشمه می گیرد) با چندین گونه خرچنگ وحشی. سابق است, به علاوه مدرن بودنش, انواع با اندازه و شکل مشابه, که امروزه به آن معروف است ‘تاپواچ.’ اما این برای اسراییل نامناسب است, آب و هوای خشک. اگرچه در دوران مدرن می توان گونه های مقاوم به گرما را پرورش داد, هیچ مدرکی دال بر کشت موفق در اسرائیل در طول دوره عهد عتیق وجود ندارد. در واقع, تا دیروقت 1867, Canon H.B. تریسترام نظر داد: “تاپواچ هم نمی تواند’ اپل باشد; زیرا این میوه با موفقیت در مناطق عالی لبنان کشت می شود, خارج از مرزهای سرزمین مقدس, اما به ندرت در خود کشور وجود دارد. وجود دارد, در واقع, چند درخت در باغ های یافا, اما آنها رشد نمی کنند, و بدبخت داشته باشی, میوه چوبی; و شاید برخی در Askelon وجود داشته باشد. اما چیزی که نویسندگان انگلیسی و آمریکایی آن را «سیب» نامیده‌اند’ واقعا به است. آب و هوا برای درخت سیب ما بسیار گرم است.”2
  • خرچنگ های وحشی, که در اسرائیل یافت می شود, بسیار کوچکتر و بسیار کمتر خوش طعم هستند, با بافت چوبی. اما علمای میشنایی, که سنت های شفاهی یهودی را در دوره معبد دوم ثبت کرد, با استفاده از نام های مختلف به این موارد اشاره می شود; اگرچه آنها آنها را به عنوان "مشابه" تصدیق کردند,’ در برخی جهات, به ‘تاپواچ'.
  • با این حال, تصور می شود که خود کلمه عبری یا از کلمه ای به معنای "دمیدن یا بو کردن" گرفته شده است’ یا از یک معنی "متورم یا گرد شدن".’ به این ترتیب, این می توانست بیشتر یک اصطلاح توصیفی برای هر میوه ای باشد که معمولاً شبیه سیب است. به طور خاص, معلوم است که اصطلاح عربی معادل, ‘بزرگتر,’ به این معنا برای انواع میوه ها به کار می رفت.3 به همین ترتیب کلمه انگلیسی "apple".’ (و معادل آن در تعدادی از زبان های دیگر) تا قرن هفدهم به معنای کلی تقریباً هر میوه ای به جز انواع توت ها استفاده می شد.
  • سیب به هیچ وجه تنها میوه ای نیست که در نوشته های بعدی یهودیان از آن نام برده شده است, مانند میشنا, جایی که در مورد نام اصلی کتاب مقدس آنها تردید وجود دارد. دلایل احتمالی این سردرگمی بعداً مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ویژگی های تاپواچ.

ویژگی های زیر تاپواخ کتاب مقدس را می توان از منابع کتاب مقدس استنباط کرد:

  • جاشوا نام مکان. اگر اینها واقعاً ارجاعاتی به «تپواچ» است,’ سپس به نظر می رسد که وجود داشته است, و در اسرائیل به این نام شناخته شده است, از قبل از زمان خروج. با این حال, استفاده از نام برای تعیین مکان های خاص, حضور آنها را نشان می دهد, در آن زمان, تا حدودی غیر معمول بود.
  • Song 2:3. همانطور که تاپواچ در میان درختان چوب, محبوب من در میان پسران نیز چنین است. با ذوق و شوق زیر سایه او نشستم, میوه اش به ذائقه من شیرین بود.
    در میان درختان دیگر به عنوان استثنایی متمایز است. این ممکن است نشان دهنده آن باشد, در زمان سلیمان این چیز کمیاب بود: اما به اندازه کافی برای مقایسه شناخته شده است که به راحتی قابل درک باشد. همچنین به دلیل ایجاد سایه عمیق در برابر نور خورشید و داشتن میوه های خوش طعم نیز مورد توجه قرار گرفته است.
  • Song 2:5. مرا با کشمش تقویت کن, مرا تازه کن تاپواچ ها; چون از عشق غش کرده ام.
    هنگام احساس ضعف, خوردن این میوه به فرد کمک می کند تا احساس آرامش و انرژی مجدد داشته باشد.
  • Song 7:8. گفتم, “به کف دست خواهم رفت. میوه اش را خواهم گرفت.” سینه هایت مثل خوشه های انگور باشد, بوی نفست شبیه تاپواچ ها, معشوق.
    این میوه بوی جذابی دارد.
  • Song 8:5. این کیست که از بیابان بالا می آید, به معشوقش تکیه کرده? زیر تاپواچ من شما را تحریک کردم. آنجا مادرت تو را آبستن کرد. در آنجا او در حال زایمان بود و شما را خسته کرد.
    به نظر می رسد که ارتباط خاصی با عشق ورزی دارد, زایمان یا سایر مناسبت های فرخنده.
  • Prov 25:11. یک کلمه به درستی گفته می شود مانند تاپواچ ها از طلا در تنظیمات نقره.
    به نظر می رسد در بهترین حالت طلایی رنگ باشد. چرا "تنظیمات نقره"?
  • Joel 1:12. درخت انگور خشک شده است, و انجیر پژمرده شد; انار, کف دست نیز, و تاپواچ, حتی تمام درختان صحرا نیز پژمرده شده اند; زیرا شادی از پسران انسان خشک شده است.
    تا این زمان (برخی 200 سالها پس از سلیمان) به نظر می رسد که منبع اصلی و معمولاً قابل اعتماد غذا و لذت باشد.

اگر اپل نیست - چه?

جدا از اپل, سه نامزد اصلی دیگر پیشنهاد شده است:

  • سیترون. عبری مدرن برای سیترون etrog است ‘etrog.’ از آن متمایز می شود تاپواچ که در Mishnah Maasrot i.4. بوی خوش مرکبات دارد و مصارف دارویی و دافع حشرات داشت: اما برای خام خوردن مناسب نیست. در واقع, یکی از کاربردهای آن, وقتی با شراب مخلوط شود, برای ایجاد استفراغ در صورت بلعیده شدن سم بود. یک ویژگی بسیار قابل توجه این است که یک درخت تقریباً در هر فصلی می تواند گل و میوه در مراحل کاملاً متفاوت رشد داشته باشد.. اصالتاً اهل هند است, آن را انتخابی به اشکال مختلف پرورش داده است, از جمله لیمو, لیموترش و گریپ فروت و با نارنگی تلاقی کرد (بومی چینی از همان جنس) برای تولید پرتقال.
    سیترون در هیچ کجا به صراحت در کتاب مقدس مشخص نشده است; و گفته می شود که توسط اسکندر مقدونی به منطقه مدیترانه وارد شده است, در مورد 6 قرن ها پس از سلیمان. اما حفاری باغ قصر ایرانی در رامات راشل, اورشلیم, اسناد یافتن گرده مرکبات درون گچ که مربوط به قرن پنجم تا چهارم قبل از میلاد است.4.
    از زمان معبد دوم به طور سنتی آموزش داده شده است که مرکبات "میوه" بوده است (از) درخت هادار‘ که قرار بود در جشن های سوکوت استفاده شود Lev 23:40. در عبری باستان, ‘هادار‘ به معنای "زیبا": اگرچه در استفاده مدرن به عنوان "مرکبات" درک می شود. اما وقتی Neh 8:14-17 احیای سوکوت را توصیف می کند (که ظاهراً پس از مرگ موسی و یوشع از بین رفت), citron به طور قابل توجهی در حساب وجود ندارد. همچنین گفته شده است که این درخت میوه ممنوعه در باغ عدن بود. اما از آنجایی که هیچ مدرک عینی دیگری برای هر دو ادعا وجود ندارد، گیاه شناسان عموماً بر این عقیده هستند که این گیاه برای اولین بار به عنوان گونه ای عجیب و غریب توسط اسیران یهودی که از بابل بازگشته بودند به اسرائیل معرفی شد., یا فرمانروایان پارسی آنها, و متعاقباً به عنوان یک نمونه ایده آل از "میوه یک درخت پر زرق و برق" پذیرفته شد.’ این امر باعث می شود که مرکبات از نظر تاریخ و خوراکی مشکوک شوند.
  • به. عبری مدرن برای به פריש است ‘محله.’ از آن متمایز می شود تاپواچ که در میشنا معسروت, (ظاهر شدن در i.3 به جای i.4) و از خرچنگ در میشنا اوکتزین i.6. قبلاً تصور می شد که به بومی نواحی مدیترانه است: اما تحقیقات جدیدتر نشان می دهد که منشاء آن از ناحیه غرب آسیا است, آذربایجان, ترکیه, گرجستان, ن. ایران و افغانستان. با الهه یونانی عشق مرتبط بود, آفرودیت, فرقه‌اش را می‌توان در آیین سومری اینانا جستجو کرد. با این حال, به نظر می رسد این ارتباط بر اساس شعری از Callamicus باشد, نوشته شده در قرن 3 قبل از میلاد. منابع موجود در میشنا اولین شواهد شناخته شده از حضور آن در اسرائیل است: اما در آنجا شکوفا می شود و ممکن است قبل از این زمان طبیعی شده باشد.
    وقتی رسید, به رنگ زرد طلایی و بسیار معطر است. بصری, بسیار شبیه به سیب است, اگرچه تمایل به کمی گلابی شکل دارد, و از دور این دو به راحتی با هم اشتباه گرفته می شوند. اما طعم آن بسیار ترش است; و, مانند مرکبات, برای خام خوردن مناسب نیست. با این حال ژله ها و کنسروهای خوبی درست می کند, و معنی دیگر نام آن «گسترش پذیر» است.’ جدا از طعم آن در حالت خام, به نظر می رسد یک نامزد امیدوار کننده است. در یک 1890 مقاله کشیش. دبلیو. هاتون برای این موضوع به شدت استدلال کرد, نشان می دهد که شرح از ‘تاپواچ‘ به عنوان "شیرین به طعم".’ ممکن است به معنای شیرینی به معنای شرقی باشد, “احتمالا نه تنها به خاطر آب اسیدی میوه, اما به دلیل ارتباط آن با دوستی و عشق.”5 هوتون همچنین ادعایی را ذکر می‌کند که به «در حدود اواسط قرن هفتم و ششم قبل از میلاد از کرت به یونان و ایتالیا وارد شد».)': اما بدون ذکر منبع. با این حال, حتی اگر درست باشد, این به ما نمی گوید که آیا این درخت در زمان سلیمان در اسرائیل بوده است یا خیر, چند صد سال قبل.
  • زردآلو. در عبری مدرن زردآلو به نام משמש شناخته می شود ‘نابسامانی‘ - نامی که از زبان کلدانی گرفته شده است; اگرچه دایره المعارف یهودی آن را می نامد ‘آپانوت.’ اکنون به عنوان منشأ آن از آسیای مرکزی پذیرفته شده است, هم مرز با چین: اما قبلاً تصور می شد که منشا آن ارمنستان باشد, جایی که دانه های زردآلو در کاوش های قبل از عصر برنز یافت شده است. آنها در اسرائیل مدرن به وفور یافت می شوند: اما تاریخ اولین معرفی آنها مشخص نیست. با این حال, اسکندر مقدونی (356-323 قبل از میلاد) معرفی آنها به یونان به عنوان "آلو ارمنی" اعتبار دارد.; که بسیاری را به این نتیجه رسانده است که تا زمان سلیمان به اسرائیل نرسیده اند. اما در مورد بقیه, اجازه دهید دوباره از Canon Tristram نقل قول کنم6
    زردآلو بومی کشور همسایه ارمنستان است, و بنابراین احتمالاً در اوایل تاک معرفی شده است, که در اصل از همان مناطق بود, و مسلماً بومی فلسطین نیست. اما زردآلو در همه جا رایج است. شاید اینطور باشد, به استثنای شکل, فراوان ترین میوه کشور … و محصولی با وفور شگفت انگیز به بار می آورد. بارها در سایه آن چادر زده ایم, و فرش هایمان را در برابر اشعه های خورشید در امان بگسترانیم… به ندرت می توان میوه ای خوش طعم تر از زردآلو وجود داشت; و چه میوه ای بهتر می تواند با لقب سلیمان مطابقت داشته باشد, “سیب های طلا در تصاویر نقره,” از این میوه طلایی, همانطور که شاخه های آن زیر وزن در شرایط روشن خود خم می شوند, در عین حال شاخ و برگ کم رنگ?’
    زردآلو صفات دیگری نیز به نفع خود دارد. این میوه سرشار از قند طبیعی است, آن را طعم شیرین و یک غذای انرژی زا عالی می کند (Song 2:3,5). به نظر می رسد که سرود سلیمان در بهار تنظیم می شود: و زردآلو یکی از میوه های اولیه است, رسیدن در اواخر بهار (نام انگلیسی, زردآلو’ از لاتین می آید, ‘زودرسی,’ معنی, “زودرس”). و برداشت زردآلو نه تنها زود است - بلکه قبلاً بسیار کوتاه بود; با بسیاری از زردآلوها در عرض یک روز پس از چیدن، نرم می شوند. این باعث ایجاد یک عبارت عربی شد, ‘بوکرا حاوی میش میش است‘ ("فردا در زردآلو"); که در اصل به معنی, “فراموشش کن! این اتفاق نخواهد افتاد!” بنابراین, نماد معکوس زردآلوهای رسیده، یک فرصت فرخنده است, نباید از دست داد; اهمیت بیشتر بالقوه را به مراجع در وام می دهد Song 2:3 & 8:5.

مسئله خاردار تاریخ

هر دو به و زردآلو کاندیداهای خوبی به نظر می رسند. زردآلو قطعا از نظر ظاهر و طعم کلی مزیت دارد: اما در مورد اینکه آیا در زمان سلیمان در اسرائیل شناخته شده بودند یا نه, ما نمی‌توانیم برای هیچ‌یک از این دو مدرک ادعا کنیم; بنابراین باید بر اساس احتمالات پیش برویم.

استنادات میشنا

با رد کردن «سیب».’ به عنوان ترجمه مورد نظر ‘تاپواچ‘ در عهد عتیق (در حالی که در عین حال این را به عنوان معنای عبری مدرن آن می پذیرد) ما لزوماً این امکان را می پذیریم که ارجاع به آن است ‘تاپواچ‘ در میشنا ممکن است به طور بالقوه به معنای «سیب» باشد’ یا هر میوه ای که فکر می کنیم ممکن است حامل اصلی آن نام باشد. منابعی که برای بررسی مشخص شده اند، میشنا معاذروت هستند (عشر), که قوانین مربوط به عشرهای پرداختی به لاویان را مورد بحث قرار می دهد, میشنا اوکتزین (ساقه ها), که معیارهای تعریف ناخالصی ساقه و ساقه و میشنا کیلایم را مورد بحث قرار می دهد (از دو نوع), که حیوانات خاصی را مشخص می کند, گیاهان و موادی که مجاز به هیبریداسیون نبودند, پیوند زده یا در هم می آمیزد. میشنا به شکل شفاهی در دوره میشنائیک یا تانایی فرموله شد (بین 10 و 220 الحاق) به منظور شفاف سازی و حفظ سنت های خاخامی مربوط به دوره معبد دوم (536 قبل از میلاد - 70 الحاق) و متعهد به نوشتن بین 190 و 230 الحاق.

باید توجه ویژه ای به موقعیت هایی شود که نام میوه ها عمداً با هم مقایسه می شوند, متضاد یا در مجاورت استفاده می شود, همراه با هر سرنخ دیگری در مورد شکل یا شکل میوه مورد بحث. همچنین, ظهور یا عدم ظهور نام در آن جایگاه در میشنا از اهمیت آن در آن دوره به ما می گوید؟?

به تازه ‘محله.’

عبری مدرن ‘محله,’ به صراحت در نامگذاری شده است میشنا معسروت, جایی که در i.3 ذکر شده است که در صورت صاف شدن پوست آن مستلزم عشر دهی در نظر گرفته می شود. (یک به نابالغ معمولاً دارای پوستی تیره است.) مشکل این است که تاپواچ در آیه بعدی ذکر شده است (i.4) به عنوان مستلزم عشر در مراحل اولیه یا اواخر رسیدن. این بسیار بعید به نظر می رسد اگر تاپواچ و محله یک میوه بودند! The محله نیز ذکر شده است در میشنا اوکتزین i.6; جایی که ساقه آن مشابه ساقه گلابی و خرچنگ در نظر گرفته می شود (که از نظر تشریحی برای به درست است): اما تاپواچ فهرست نشده است. پس اگر به است نه آ تاپواچ سپس هر دو مرجع فوق به راحتی توضیح داده می شوند. اما توجه داشته باشید که, اگر در این زمان سیب در اسرائیل رایج بود و تاپواچ نام رایج آنها بود, پس از آن، توجیه نشدن آن در فهرست میوه‌هایی با ساقه‌های مشابه که در میشنا اوکتزین i.6 فهرست شده‌اند، دشوارتر می‌شود..

ولی میشنا کیلایم آی. 4 کمی یک پازل را ارائه می دهد - ظاهراً a را توصیف می کند تاپواچ شبیه به خرچنگ; با این حال باید جدا از آنها نگهداری شود. به نظر می رسد بزرگ است, سیب کمی گلابی شکل; بنابراین شباهت های مشخصی بین آنها و خرچنگ ها وجود دارد: اما احتیاط در برابر اختلاط منطقی تر خواهد بود اگر ‘تاپواچ‘ در اینجا به عنوان «سیب» ترجمه شد,’ از آنجایی که به هر حال نه هیبرید می شود و نه با سیب پیوند می زند.7 بنابراین, با در نظر گرفتن اینکه احتمالاً تا این زمان سیب های کشت شده در برخی از کشورهای همسایه موجود بوده است و ممکن است برخی تغییرات اصطلاحی در زمینه های مختلف رخ دهد., ممکن است منطقی باشد که استدلال کنیم ‘تاپواچ‘ باید به عنوان "سیب" ترجمه شود’ در این نمونه.

چیزی که ما می توانیم تایید کنیم, از جزئیات تشریحی ارائه شده است, این است که در این زمان، کوین را برای خاخام ها کاملاً می شناختند.

زردآلو زردآلو ‘نابسامانی

از سوی دیگر, آنچه در مورد زردآلو قابل توجه است این است که نام مدرن آن به آن اشاره نمی شود ‘نابسامانی‘ در هر یک از میشناهای فوق. وجود دارد 3 توضیحات احتمالی:

  1. برای خاخام های آن دوره ناشناخته بود. اگر چنین است, نمی تواند باشد تاپواچ.
  2. شناخته شده بود; اما در نظر گرفته شد که به اندازه کافی با مثال های خاص و عبارات کلی تری در بقیه این متون پوشش داده شده است.. این ممکن است امکان پذیر باشد: اما اگر میوه ای رایج در اسرائیل باشد, کاملا تعجب آور به نظر می رسد.
  3. ذکر شده است; اما با نام اصلی آن – را تاپواچ. اگر اینطور بود, آیا توضیح رضایت بخشی برای ظهور این نام در میشنا معسروت i.4 وجود دارد اما در میشنا اوکتزین i.6 وجود ندارد.? آره, وجود دارد: زردآلو را می توان جمع آوری کرد حتی اگر به طور جدی بیش از حد رسیده باشد و برای نگهداری طولانی مدت در آفتاب خشک شود; بنابراین «زود یا دیر» را توجیه می کند’ شرط. و زردآلو هنگام برداشت ساقه ندارد; که حذف آن را از میشنا اوکتزین توضیح می دهد.

اما باز هم میشنا کیلایم آی. 4 یک مشکل ایجاد می کند - زردآلو و خرچنگ به طور مشخص متفاوت هستند. بنابراین, در این صورت ما موظف به پذیرش مجدد آن خواهیم بود ‘تاپواچ‘ نمونه اولیه معنای مدرن آن بود, یا در غیر این صورت اشاره به «کراباپل» است’ خود به اشتباه ترجمه شده است. این می تواند مورد باشد; از آنجایی که کلمه ای که برای "crabapple" استفاده می شود’ با کاربرد عبری مدرن مطابقت ندارد; در عوض به نظر می رسد که صغیر آرامی است, معنی ‘سیب کوچولو.’

سنجیدن گزینه های جایگزین

پذیرش هر یک از این دو گزینه، ما را مجبور می کند که با احتمال تغییر نام های رایج میوه ها در این دوره مواجه شویم. با معرفی هر دو میوه ناشناخته قبلی و ارقام جدید که در این دوره تجارت بین المللی رو به افزایش است, چنین تغییر نامی یک امکان واقعی است. با این حال، استفاده از دو نام متفاوت برای به در دو آیه متوالی، بسیار کمتر از معنی قدیم و جدید «تپواچ» است.’ در دو کتاب متفاوت. بنابراین, با وجود تایید وجود آن در آن دوره, به نظر می رسد که مورد به ضعیف شده است. از سوی دیگر, که برای زردآلو به طور بالقوه قوی تر می شود - اگر می توان نشان داد که دلیل خوبی برای باور به آن وجود دارد بود در اسرائیل در زمان سلیمان شناخته شده است و می توانست هنوز برای خاخام ها با نام اصلی اش شناخته شود.

چگونه و چه زمانی زردآلو به اسرائیل رسید?

حتی اگر زردآلو بسیار قبل از سلیمان در ارمنستان وجود داشته است, در مورد 800 کیلومترها به سمت شمال شرقی, دسترسی سخت بود. مسیرهای تجاری اصلی اسرائیل در امتداد هلال بارور پیوند مصر با بین النهرین. اما ارمنستان در میان رشته کوه های شمال قرار داشت, بین دریای سیاه و خزر. در شمال این دریاها، گستره وسیع استپ ها بین ساحل شمال غربی دریای سیاه و اقیانوس آرام کشیده شده است., در شمال چین. اینها توسط قبایل کوچ نشین سرگردان اشغال شده بودند و مسیر طبیعی تجارت شرق و غرب را تشکیل می دادند., به عنوان ‘مسیر استپی'. اما مناطق کوهستانی ارمنستان و قفقاز عامل بازدارنده ای برای تجارت شمال و جنوب بودند; به طوری که به نظر می رسد ارمنستان در قرن های قبل یا بعد از سلطنت سلیمان روابط کمی با اسرائیل داشته است.. چرا, سپس, آیا کسی می خواهد زردآلو با اسرائیل تجارت کند؟?

زردآلو خشک – جعبه ناهار Nomad’s

همانطور که در بحث ما در مورد میشنا به طور خلاصه به آن اشاره شد, زردآلو یک خاصیت ویژه داشت که آن را به ویژه برای تاجران عشایر مفید می کرد; آنها را می توان به راحتی در آفتاب خشک کرد, کاهش وزن آنها و تولید مواد بسیار غلیظ, غذای انرژی زا خوشمزه و بادوام.8 این آنها را برای حمل به عنوان جیره شخصی در هر سفر طولانی ایده آل می کرد. این ویژگی زردآلو لزوماً در مراحل اولیه کشت آن - یا حتی قبل از آن - کشف و مورد بهره برداری قرار می گرفت.. همانطور که قبلا ذکر شد, فصل زردآلو زود و کوتاه است. گلوت رایج است; با پوشیده شدن زمین از انبوه میوه های افتاده. در سایه, آنها به سرعت به عنوان یک ماش پایمال شده به پایان می رسند: اما در سمت خورشید درخت, به عنوان زردآلو خشک آماده. و, البته, این ملک نه تنها برای مسافران ارزش داشت; آنها را به عنوان فروشگاه های زمستانی مفید کرد. بنابراین دیدن اینکه چگونه یک تاجر کوچ نشین ممکن است «حرف های شیرین» داشته باشد، دشوار نیست’ مردم به تجارت مشتی سنگ زردآلو با وعده برداشت های فراوان در آینده می پردازند. بنابراین این میوه به راحتی می توانست در مسیرهای تجاری عشایر پراکنده شود - به ویژه در مجاورت مکان های آبی مورد علاقه آنها.; به طور بالقوه باعث ایجاد تاپواچ-نام مکان های مرتبط که قبلا ذکر شد.

دو مسیر پراکندگی

در سال های اخیر از تجزیه و تحلیل DNA به منظور کشف تاریخچه ژنتیکی و جغرافیایی گونه های گیاهی و جانوری استفاده زیادی شده است.. یک ماه می 2020 مطالعه کنید9 از توزیع جهانی انواع زردآلو شواهد بسیار قوی ارائه می دهد که, پس از معرفی زردآلو به چیزی که این مطالعه «ایرانی قفقازی» می‌نامد.’ منطقه (که شامل ارمنستان می شود), پراکندگی بیشتر آن به سمت غرب از آنجا دو مسیر کاملاً متفاوت را دنبال کرد. یکی از اینها ابتدا به سمت جنوب مصر و سپس به سمت غرب حرکت کرد, در امتداد سواحل مدیترانه جنوبی آفریقای شمالی; دیگری به سمت ترکیه دوید, یونان و در غرب در اطراف سواحل مدیترانه شمالی اروپا. این مسیر اخیر با گزارش های تاریخی از ورود زردآلو به یونان توسط اسکندر مقدونی و پیشرفت پیشین فارسی ‘جاده سلطنتی‘ مسیر تجارت. اما مسیر انتشار جنوب غربی چه می شود, که از اسرائیل می گذشت? مشاهده نقشه پراکندگی از مطالعه فوق, بعید به نظر می رسد که این دو پراکندگی در مکان و زمان منشأ یکسانی داشته باشند, زیرا ترکیب ژنتیکی جمعیت ها به طور قابل توجهی متفاوت است. پس چه زمانی و چرا انتشار جنوب غربی رخ داد?

تجارت اسب

اعتقاد بر این است که اسب برای اولین بار در استپ های آسیای مرکزی اهلی شده است. اما معمولاً پیشنهاد می شود که هیکسوس, که در دوره ای که به عنوان دوره متوسط ​​دوم شناخته می شود، فرمانروای مصر شدند, از شام سرچشمه گرفته است (سوریه) و آورد اسب و ارابه به مصر به عنوان ابزار جنگ. در زمان خروج یهودیان از مصر, کتاب مقدس از ارابه‌های اسب‌کش مصر صحبت می‌کند که در طول تعقیب اسرائیل به دام افتادند و در باتلاق افتادند. (Exodus 15:1-4); و همچنین به برخی از قبایل کنعانی که برای بنی اسرائیل بسیار قدرتمند بودند، زیرا آنها «ارابه های آهنین» داشتند.’ (Joshua 17:16-18; Judges 1:19).

حتی در یک دوره نسبتاً اولیه, تعداد اسب های درگیر در ارتش های مختلف رقیب قابل توجه بود. (در Judges 4:3 به ما گفته می شود که لشکر پادشاه کنعان نیز شامل می شود 900 ارابه ها) اما اینها از کجا تهیه می شد? الف 2012 مطالعه ژنتیکی10 نتیجه می گیرد که احتمالاً چندین رویداد اهلی سازی در منطقه استپ وجود داشته است: اما همچنین نریان اهلی اغلب با مادیان های وحشی جفت می شدند. نویسندگان مطالعه پیشنهاد می‌کنند که این عمل اخیر ممکن است به دلیل نرخ لقاح اولیه ضعیف برای مادیان‌های اهلی باشد.. بنابراین, احتمال زیادی وجود دارد که, در این دوره, ممکن است تجارت مکرر اسب از استپ به سمت جنوب وجود داشته باشد, از طریق ارمنستان و کنعان, به سمت مصر.

با این حال, در زمان سلیمان, می خوانیم:

اسب‌هایی را که سلیمان داشت از مصر بیرون آوردند; و بازرگانان پادشاه دسته دسته آنها را پذیرفتند, هر کدام با قیمتی رانندگی کردند. ارابه ای برآمد و به مبلغ ششصد مثقال نقره از مصر خارج شد, و یک اسب برای صد و پنجاه; و همینطور برای همه پادشاهان هیتی ها, و برای پادشاهان سوریه, آیا آنها را به وسیله خود بیرون آوردند؟. (1Kings 10:28-29)

بنابراین، در این مرحله، سلیمان ظاهراً تجارت سودآوری در اسب‌ها و ارابه‌هایی داشت که از مصر و سوریه خارج می‌شد.. این نشان می دهد که موفق است, فرآیند پرورش خودپایه اکنون در مصر در حال انجام است. در نتیجه, این احتمال وجود دارد که جریان اسب های استپ به سمت جنوب کاهش یافته باشد; و به همراه آن مشوق تجارت شمال-جنوب با ارمنستان. بنابراین, محتمل ترین دوره برای آغاز پراکندگی زردآلو به سمت جنوب قبل از خروج یهودیان از مصر خواهد بود.. از نظر زمانی, این به خوبی با ذکر ارتباط دارد ‘تاپواچ‘ در نام مکان ها از کتاب یوشع.

جالب است, متعاقباً متوجه شدم که کشیش. هاتون, در حالی که به شدت برای کوینس بحث می کرد, با این حال پذیرفت که زردآلو نیز یک رقیب بالقوه قوی بود; و اینکه تاجران اسب از توگرماه می توانستند آن را معرفی کنند, در "شمال دور"’ (Ezekiel 27:14 & 38:6).11 با این حال, به نظر می‌رسد که او با این ادعا که این درخت بومی مدیترانه‌ای است و «در اواسط قرن هفتم و ششم قبل از میلاد از کرت به یونان و ایتالیا وارد شده است» به نفع کوئینس متاثر شده است.)’

چگونه و چه زمانی نام می تواند تغییر کند?

نام عبری مدرن, زردآلو "میشمیش", تقریباً مشابه کلمه کلدانی است, ‘mɨʃmɨʃʃa‘ (املای IPA)12. در نتیجه, سوئیچ از ‘تاپواچ‘ به ‘نابسامانی‘ به راحتی توضیح داده می شود. زمانی که حمله بابلی سرانجام به سلطنت یهودیان پایان داد, تبعید دسته جمعی اسیران یهودی به کلده رخ داد; جایی که آنها ماندند 70 سالها قبل از اینکه بالاخره اجازه بازگشت داده شود. بنابراین, برای دو نسل کامل مردم مجبور بودند با نام کلدانی در بازارهای محلی خرید و فروش کنند, ‘نابسامانی'; بنابراین تا زمان بازگشت به اسرائیل تعداد بسیار کمی وجود داشت که به طور معمول از نام اصلی عبری استفاده کرده باشد. بنابراین این واقعیت که اکنون این نام پذیرفته شده عبری است کاملاً تعجب آور نیست.

آنچه نیاز به توضیح کمی دارد این است که چرا این نام ‘نابسامانی‘ در میشنا نیامده و معنای اصلی آن ‘تاپواچ‘ به نظر می رسد فراموش شده است. اینجا, ما دو فشار متناقض داریم. یکی فکر می کند که, زمانی که خاخام ها قوانین غذا را در دوره دوم معبد تعریف می کردند, آنها می خواستند, برای شفافیت, برای استفاده از واژگان رایج زمان خود. اما از طرف دیگر, آنهایی از نسل بزرگتر که برای حفظ ایمان و متون مقدس پدرانشان غیرت داشتند احتمالاً هنوز هم معنای اصلی ارجاعات کتاب مقدس به ‘تاپواچ‘ و ممکن است بخواهد بازگشت به نامگذاری سنتی را تشویق کند.

حتی همینطور, شاید بتوان انتظار داشت که, با گذشت زمان و محو شدن خاطرات, چیزی گفته می شد که این اختلاف را روشن کند. اما سال‌های بین بازگشت تبعیدیان و معبد هیرودیس دوران پرتلاطمی بود; از جمله فتوحات اسکندر, آزار و شکنجه آنتیوخوس اپیفانس, شورش مکابیان و ظهور روم, برای ذکر چند نکته برجسته. همچنین, لازم به ذکر است که استفاده از اصطلاح سیب’ برای توصیف آنچه به نظر می رسد زردآلو است، مشکلات بسیار کمی در طول گذشته ایجاد کرده است 2 هزاره ها. حتی بدون اینکه بدانیم دقیقاً چیست ‘تاپواچ‘ است, درک اصول عشر و ناپاکی ساقه ها از مثال های ذکر شده هنوز بسیار آسان است.. پس شاید این فراموشی بالاخره قابل توجیه باشد.

علاوه بر این, استثمار اسکندر و رومیان منجر به افزایش تجارت بین المللی شد; با رایج شدن میوه های خارجی و گونه های جدید. به ناچار, این امر منجر به فشارهایی برای استانداردسازی نامگذاری می شد, نه تنها برای میوه ها و گونه های تازه کشف شده, بلکه موارد موجود نیز به زبان های مختلف توصیف می شوند. ما قبلاً به شباهت ریشه شناختی بین عربی اشاره کرده ایم ‘بزرگتر‘ و ‘تاپواچ'; به علاوه این واقعیت که ‘بزرگتر‘ در ابتدا به عنوان یک اصطلاح توصیفی برای انواع میوه‌های مختلف استفاده می‌شد تا اینکه در نهایت به طور خاص برای سیب به کار رفت.. از اعراب به عنوان تاجر یاد می شد: بنابراین بسیار محتمل است که معنای رایج از ‘تاپواچ‘ در کنار آن جهش یافته بود ‘بزرگتر‘ در این دوره.

اشتباه کرد’ به معنی "زردآلو خشک"?

سرانجام, من تمایل دارم حدس بزنم که ممکن است دلیل دیگری وجود داشته باشد ‘نابسامانی‘ جایگزین نمی کند ‘تاپواچ‘ در میشناها: معنای اصلی آن ممکن است یک اصطلاح فنی تر باشد, اشاره به طور خاص به بیش از حد رسیده یا خشک شده زردآلو. اگر این فرضیه درست بود, هیچ توجیهی برای جایگزینی وجود نخواهد داشت ‘تاپواچ‘ با ‘نابسامانی.’

یکی از اولین بازدیدهایم از اروپای شرقی را به خوبی به یاد دارم, سالها پیش. نمی توانم به خاطر بیاورم که در روسیه بود یا اوکراین: اما فصل زردآلو بود. خیابان هایی که قدم می زدم با درختان زردآلو پوشیده شده بود تا سایه داشته باشد: اما جاده ها و گذرگاه ها بسیار مملو از الف بودند خمیر از له شده, زردآلوهای ریخته شده که مجبور بودم دائماً زمین را تماشا کنم تا در همه جای کفشم به هم نریزم! در دوران باستان, زردآلو معمولاً به صورت فله ای با تکان دادن شاخه ها و جمع آوری درآمدهای بادآورده برداشت می شد. ما اشاره کرده‌ایم که زردآلوهای تازه معمولاً در عرض یک روز پس از چیدن شروع به نرم شدن می‌کنند; بنابراین بهترین ها به سرعت خورده شدند, نزدیک به جایی که رشد کرده بودند. اما بقیه - چند تا نارس, اما بسیاری از کبودی ها و بیش از حد رسیده بودند - جمع آوری و خشک شدند تا نگهداری شوند یا به بازار ارسال شوند.. روش تهیه اینها برای خشک کردن متفاوت است. نمونه های کوچکتر ممکن است ابتدا خشک شوند, و "حفره دار".’ (سنگ زدایی) پس از آن. نمونه های بزرگتر معمولاً قبل از خشک شدن بریده می شدند و سوراخ می شدند. له شده احتمالا به هر حال خشک شده بود; و در برخی موارد ممکن است برای سهولت در دست زدن به صفحات نازک یا کیک فشرده شده باشد.. این زردآلوهایی مانند اینها احتمالاً کرایه استاندارد بازار برای شهرنشینان فقیرتر بود.; در حالی که مقررات موجود در میشنا با مسئولیت عشر در هنگام جمع آوری زردآلو از درخت سروکار دارد..

در زبان عربی در واقع وجود داشت دو ترم برای زردآلو: ‘مشامش‘ و ‘البرقوق.’ نام اخیر بعداً به تصویب رسید, با لاتین شروع می شود ‘زودرسی‘ و از آنجا از طریق یونان به مصر, شمال آفریقا, اسپانیا و فرانسه (تلفظ و املا همیشه در حال تغییر است), قبل از اینکه به عنوان نام انگلیسی پذیرفته شود, زردآلو’ در این دوره زردآلو به عنوان یک میوه عجیب و غریب به جای یک ماده غذایی اساسی در نظر گرفته می شد: بنابراین کاملاً ممکن است که ‘البرقوق‘ اشاره به میوه تازه, به جای خشک شده. (دایره المعارف یهودی نیز نام دیگری برای زردآلو ذکر کرده است: ‘آپانوت;’ اگرچه منشا و کاربرد آن توضیح داده نشده است.)

همچنین ممکن است این امکان وجود داشته باشد که یک ارتباط ریشه شناختی بین ‘نابسامانی‘ یا ‘مشامش‘ و حرف های ما, "میشماش", له کردن’ و 'ماش.’ با توجه به فرهنگ لغت مریام-وبستر اولین استفاده شناخته شده از میش ماش به معنای امروزی آن در قرن 15 بود. ریشه شناسی آن به شرح زیر است “انگلیسی میانه & ییدیش; دوخت میز انگلیسی میانه, شاید تکثیر mash mash; ییدیش میش ماش, شاید تکرار میشن برای مخلوط کردن.” آیا این اصطلاح می تواند در عوض از طریق افرادی که مخلوطی نرم را به مخلوطی که توسط زردآلوهای افتاده تشبیه می کنند، آمده باشد?

نتیجه

وقتی هر چهار میوه از نظر خصوصیات فیزیکی و ارتباطات فرهنگی با متون کتاب مقدس مقایسه می شوند, زردآلو کاملاً مناسب است. سیب در آن آب و هوا بد عمل می کند. هم مرکبات و هم به در تست طعم رد می شوند و برای خام خوردن خوب نیستند. بررسی منابع موجود در میشنا نیز شک و تردید بیشتری را در مورد ادعای کبه ایجاد می کند.

تا آنجا که به شواهد قدمت مربوط می شود, هیچ دلیل انکار ناپذیری وجود ندارد که هر یک از این میوه ها در زمان سلیمان در اسرائیل بوده است; اگرچه شواهد بسیار خوبی وجود دارد که مرکبات, به و زردآلو حداقل از زمان بازگشت یهودیان تبعیدی از بابل وجود داشتند.. با این حال, تجزیه و تحلیل های ژنتیکی اخیر دلایل خوبی برای این فرض فراهم می کند که زردآلو می تواند قبل از زمان سلیمان از ارمنستان به اسرائیل آورده شده باشد., به عنوان جیره غذایی برای تاجران اسب عشایری از استپ.

تحقیقات علمی و باستان شناسی بیشتر ممکن است شواهد بیشتری را ارائه دهد, به ویژه تأیید تاریخ های اولیه معرفی: اما باید توجه داشت که اثبات نبودن میوه در زمان خاصی بسیار دشوارتر از آن است که. تکنیک هایی برای تخمین تاریخ های احتمالی برای ظهور گونه های خاص بر اساس میزان جهش طبیعی وجود دارد.: اما زمانی که انتخاب انسان در میان باشد انجام این کار بسیار دشوارتر است. در نتیجه, براندازی استدلال های فوق آسان نخواهد بود, اگرچه برخی جزئیات (به ویژه تعریف «میشمیش».’ به عنوان زردآلو خشک) ممکن است زیر سوال برود.

بنابراین, من پیشنهاد می کنم که اصطلاح «تاپواچ».,’ اگرچه امروزه در مورد سیب اعمال می شود, در اصل نام عبری زردآلو بود. و, حداقل در حال حاضر, من به پرونده ام استراحت می دهم.

کوین پادشاه, 16/7/2020

پاورقی ها

  1. 1906 دایره المعارف یهودی جلد 2 ص 23. مقاله ای در مورد اپل’ توسط موریس جاسترو, جونیور, تاجر کوهلر, فرانک اچ. نولتون. (دامنه عمومی). نسخه آنلاین تمام متن ویرایش نشده ©2002-2011, دانشنامه یهودی.com. تمامی حقوق محفوظ است) ↩
  2. "تاریخ طبیعی کتاب مقدس".,’ توسط H.B. Tristram M.A., 1883 7th edn. pg.334. (دامنه عمومی).↩
  3. کلمه عربی مربوطه, بزرگتر, نه تنها سیب را نشان می دهد, بلکه به طور کلی همه میوه های مشابه, به عنوان پرتقال, لیمو, به, هلو, زردآلو, و غیره. و این یک مقایسه معمول است که در مورد هر چیزی گفته شود, “مثل تیفخ خوشبو است.” کلمه عبری ممکن است, شاید, به همان معنای عام به کار رفته اند.’ ‘فرهنگ لغت کتاب مقدس کالمت,’ آگوستین کالمت, کراکر و بروستر, 1837, صفحه. 83.(دامنه عمومی). ↩
  4. HORTSIENCE VOL. 52(6) ژوئن 2017 pg.817. «مسیر مرکبات آشکار شد: از آسیای جنوب شرقی تا مدیترانه’ توسط دافنه شورت نسخه PDF قابل دانلود از Academia.Edu ↩
  5. «درخت و میوه که توسط تاپواخ کتاب مقدس نشان داده شده است’ توسط کشیش W. هاتون, مجموعه مقالات انجمن باستان شناسی کتاب مقدس,” ج 12 ص 42-48 ↩
  6. همانجا. 2, pg.335. (دامنه عمومی). ↩
  7. “طبیعی, هیبریدهای بین ژنی بارور بین اکثر Pomoidea وجود دارد اما نه در هیچ ترکیبی با مالوس; جنس های دیگر را نیز می توان با موفقیت به یکدیگر پیوند زد اما مالوس با بقیه سازگار نیست. به عنوان مثال, درخت به را می توان به راحتی با پیوندک گلابی پیوند زد, زالزالک, ... اما نمی توان برای همیشه یک اندام سیب را به چنین درختی پیوند داد.” اصلاح نباتات در نیوزلند’ توسط G.S. Wratt, H.C. اسمیت. 1983, صفحه. 83. میخانه. باترورث-هاینمن, شابک 0409701378 (© گروه 1983. علمی & تحقیقات صنعتی, ولینگتون, N.Z.) ↩
  8. زردآلوهای خشک شده در هوا با افزایش سن خراب می شوند, قهوه ای شدن, سپس سیاه شده و مقداری از ارزش غذایی خود را از دست می دهند: اما با این وجود برای چندین ماه قابل خوردن است, بسته به شرایط نگهداری. زردآلوهای خشک مدرن برای حفظ رنگ خود با دی اکسید گوگرد درمان می شوند و در معرض مقررات بسیار سخت گیرانه تری برای ماندگاری هستند.. ↩
  9. مرزها در علوم گیاهی, ممکن است 2020 جلد. 11, مقاله 638. ساختار ژنتیکی مجموعه ژرم پلاسم جهانی Prunus armeniaca L. سه مسیر اصلی انتشار را برای واریته‌هایی که از مرکز منشأ گونه‌ها می‌آیند نشان می‌دهد.’ توسط Bourguiba و همکاران. دسترسی را باز کنید. قابل دانلود از frontiersin.org ↩
  10. PNAS, 22 مه 2012, جلد. 109, شماره 21. بازسازی منشا و گسترش اهلی کردن اسب در استپ اوراسیا’ توسط Warmuth و همکاران. حق چاپ ©2020 آکادمی ملی علوم. ISSN آنلاین 1091-6490. قابل دانلود از pnas.org ↩
  11. همانجا. 5, pp 48.↩
  12. شرحی از کلدانی مدرن’ توسط Solomon I. سارا, © 1974, موتون, صفحه 55. جلد. 213 از درگاه زبان ها, سری جزئی.↩

صفحه ایجاد شده توسط کوین پادشاه

N.B. برای جلوگیری از هرزنامه یا پست های توهین آمیز عمدی, نظرات تعدیل می شوند. اگر در تایید یا پاسخ دادن به نظر شما کند هستم, ببخشید لطفا. من تلاش خواهم کرد تا در اسرع وقت به آن بپردازم و بی دلیل از انتشار آن خودداری نکنم.

پیام بگذارید

شما همچنین می توانید ویژگی نظر به سوال شخصی بپرسم استفاده: اما اگر چنین است, لطفا جزئیات ارتباط و / یا دولت به وضوح اگر شما هویت شما مایل به عموم منتشر شود.

لطفا توجه داشته باشید: نظرات همیشه قبل از انتشار تعدیل; بنابراین بلافاصله ظاهر نمی شود: اما نه می شود آنها شود نامعقول نکردن.

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)