برخوردهای اولیه اطراف اورشلیم.
N.B. این صفحه هنوز یک ندارد “ساده انگلیسی” نسخه.
ترجمه خودکار بر روی متن اصلی انگلیسی بر اساس. آنها ممکن است شامل خطاهای قابل توجهی.
The “خطر خطا” امتیاز از ترجمه است: ????
- 1. جاده امائوس.
- لوک 24:13-35 ثبت می کند که چگونه دو شاگرد, یکی به نام کلئوپاس, اورشلیم را به مقصد امائوس ترک می کردند, ناامید و متحیر از گزارشی که از زنان شنیده بودند. مردی که او را به جای غریبه گرفتند، در حالی که راه می رفتند با آنها شروع به صحبت کرد. وقتی دلیل گیجی آنها را گفته اند, او شروع می کند به آنها توضیح می دهد که مرگ و رستاخیز مسیح در کتاب مقدس پیشگویی شده است.. از گفتگو بسیار تشویق شد, وقتی به امائوس رسیدند، او را برای شب دعوت کردند. اما تنها زمانی که نان را سر وقت غذا شکست، بالاخره او را شناختند: پس از آن او ناپدید شد!
-
جالب است, تجزیه و تحلیل رایانه ای اخیر متون یونانی این دوره نشان داده است همبستگی غیر معمول بین واژگان و توالی کلمات در قسمت اولیه این گزارش و واژگان از شهادت فلاویان’, نوشته شده توسط Josephus. همبستگی برای نشان دادن کپی مستقیم یکی از دیگری کافی نیست, اما برای تصادفی خیلی زیاد به نظر می رسد. یکی از توضیحات پیشنهادی این است که ممکن است گزارشی مکتوب از این حادثه منتشر شده باشد, احتمالاً به عنوان یک رساله مسیحی اولیه, قبل از اینکه لوقا انجیل خود را بنویسد; و اینکه نسخه هایی از این به عنوان منبع مرجع توسط لوقا و یوسفوس استفاده شده است.
- برگشت به مقاله اصلی.
- 2. مخاطب خصوصی پیتر.
- لوک این را به ما می گوید, هنگامی که دو شاگرد به اورشلیم بازگشتند, آنها گفتار یازده را پیدا کردند, “درست است! خداوند برخاسته و بر شمعون ظاهر شده است.” اطلاعات بسیار کمی در مورد این برخورد خاص وجود دارد, جدای از ذکر آن در اینجا توسط لوقا, و دوباره توسط پل در 1 کورینتیانس 15:5. ما حتی نمی دانیم که آیا این اتفاق قبل یا بعد از جلسه در جاده Emmaeus رخ داده است.
- این کمبود جزئیات ممکن است عجیب به نظر برسد, تا زمانی که شرایط را در نظر بگیرید. در شب خیانتش, عیسی به پیتر هشدار داده بود که قبل از بانگ خروس سه بار شناخت عیسی را انکار خواهد کرد; پیشنهادی که پیتر به شدت رد کرد. اما آخرین برخورد پطرس با عیسی زمانی بود که او برگشت و به او نگاه کرد, درست بعد از اینکه آخرین انکار سرنوشت ساز را به زبان آورد (Lk 22:61). این یک برخورد شخصی بسیار سخت و شدید برای پیتر بود. جای تعجب نیست که آیا او هرگز دقیقاً آنچه را که اتفاق افتاده است فاش نکرده است.
- اشاره پل به این جلسه در 1 Corinthians 15:5 مورد توجه خاص است. همانطور که قبلا ذکر شد, این نامه, نوشته شده در مورد AD 55, پیش از اناجیل است. نه تنها این, اما محققان خاطرنشان میکنند که پولس این بیان را با شکل خاصی از کلمات رابینی معرفی میکند, برای چیزی که دریافت کردم, به تو منتقل کردم…’ این عبارت برای نشان دادن انتقال رو به جلو یک سنت پذیرفته شده به کار می رفت; بنابراین این آیات در واقع در قالب یک عقیده ساده بیان شده است (1Cor 15:3-7). به زبان ساده, این نشان میدهد که پولس به بیانی شفاهی از آموزهها استناد میکند که حتی قبل از نامهی خود او نیز پیشتر است. بنابراین ما شواهد قوی دال بر این حادثه داریم, و سایر موارد ذکر شده در این آیات, بسیار قبل از نوشته شدن اناجیل، بخشی پذیرفته شده از باور مسیحی بودند.
- برگشت به مقاله اصلی.
- 3. اتاق بالا.
- در حالی که شاگردان هنوز در مورد این ظواهر قبلی بحث می کردند, عیسی ناگهان در میان آنها ظاهر شد. همانطور که قبلا ذکر شد, لوک به ما می گوید اولین واکنش آنها ترس بود, فکر می کنم این یک روح است. اما این حساب ثابت می کند که این یک ظاهر نبوده است. عیسی آنها را تشویق کرد که او را لمس کنند و زخم هایش را معاینه کنند. او حتی یک تکه ماهی خورد! (Lk 24:36-43.) اما عیسی هنوز وارد اتاق نشده بود. جان به ما می گوید که وقتی او ظاهر شد درها قفل شده بودند, زیرا شاگردان می ترسیدند که مقامات یهود بعد از آنها باشند. (Jn 20:19-23).
- برگشت به مقاله اصلی.
- 4. شک به توماس.
- جان در ادامه آن توماس را نقل می کند, یکی از دوازده, هنگام ظهور عیسی حضور نداشت. وقتی به او گفته شد که چه اتفاقی افتاده است، صراحتاً باور نداشت, گفت هیچ راهی وجود ندارد که باور کند مگر اینکه بتواند انگشت خود را در اثر ناخن و دست خود را در زخم نیزه قرار دهد.. یک هفته بعد عیسی دوباره ظاهر شد, و به سرعت از توماس نقل قول کرد’ کلمات به او, او را به انجام آنچه گفته بود دعوت کرد. از نو, درها قفل شده بود. توماس’ مقاومت سقوط کرد, و بر عیسی افتاد’ پا, او را به عنوان خداوند و خدا می شناسند. (Jn 20:24-9.)
- برگشت به مقاله اصلی.
صفحه ایجاد شده توسط کوین پادشاه
